تبليغاتX
كلاس جغرافيا
 

اين جلسه ي كلاس جغرافيا در حوض سلطان برگزار مي شود!

 

كوير

 

در كتاب جغرافياي استان تهران اشاره اي خيلي كوتاه به درياچه حوض سلطان مي شود.درياچه یی كه گورستان رودهاي دامنه ي  جنوبي البرز است. درياچه يي كه مي تواند قطب ويژه اكوتوريسم تهران باشد .درياچه يي  كه يك موزه است و مي توان پديده هاي زيبا و نادر مناطق كويري را در آن مشاهده كرد .

از اين رو به معلمان ، دانشجويان ، دانش آموزان  و گروههاي آموزشي مناطق مختلف آموزش و پرورش تهران توصيه مي شود به ديدن اين درياچه بروند و از چشم اندازهاي چشم نواز اين درياچه لذت ببرند .لذا براي اين كه مشاهده شما عزيزان را دقيق تر كنم مطالبي درباره اين درياچه تهيه كرده ام كه اميد وارم مفيد واقع گردد.

اين مطلب از روي پايان نامه كارشناسي ارشد زير به صورت خيلي فشرده  نوشته شده است .

 

سليميان ، حسين ( نگارش ) :

تحولات ژئومرفولژي در محدوده ي  جغرافيايي درياچه ي  حوض سلطان ،استاد راهنما : دكتر فرج الله محمودي

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385  |
 

سوت نود دقيقه كلاس به صدا در آمد

 

وارد كلاس شدم. برپا. برجا. درس پرسيدم. از يه نفر، دو نفر ، سه نفر، چهارنفرو پنچ نفر. درس دادم. فعاليت ها رو انجام داديم. نگاهي به ساعت انداختم هنوز يه ربعي مونده بود به زنگ . تقريبا كارم تموم شده بود. مونده بودم چيكار كنم.

بذارم بچه ها آزاد باشن، صحبت كنند و بعد از چند دقيقه از سر و كول هم ديگه بالا برن ومن هم نقش يه مبصر اخمو و عصباني رو بازي كنم . يا بذارم اونا رو سركار. بگم درسي كه دادم بخوونيدچند دقيقه بعد ازتون مي پرسم و نمره اش در مستمر شما خيلي تاثير داره. وبا گفتن نمره مستمر يه سكوت گورستاني بر كلاس حاكم مي شه وبعد مي توني به خودت تلقين كني كه بله يه معلم با تجربه هستم واصلا از كلاسم هيچ نفسي در نمي آد و آخر سر هم در كلاس رو باز بگذارم وبه معاون ومدير پز بدم كه اينه كلاس داري!؟

 

يا بذارم ...............

 

بعد از اين بذارم ، نذارم ها ،ياد دفترچه جوكم افتادم كه توي كيف بود. كيف رو باز كردم. دفترچه رو برداشتم وشروع كردم به خووندن چندتا جوك جغرافيايي! لبخند بر لب بچه ها بود كه سوت نود دقيقه كلاس به صدا در آمد.

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385  |
 

نامه آبراهام لينكن به آموزگار فرزندش


او بايد بداند كه همه مردم عادل و همه آن ها صادق نيستند.اما به فرزندم بياموزيد كه به ازاي هر شياد انسان هاي صديق هم وجود دارند. به او بگوييد در ازاي هرسياستمدار خودخواه، رهبر با همتي هم وجود دارد.

به او بياموزيد كه در ازاي هر دشمن، دوستي هم هست. مي دانم كه وقت مي گيرد، اما به او بياموزيد كه اگر با كار و زحمت خويش يك دلار كاسبي كند، بهتر از آن است كه جايي روي زمين پنج دلار پيدا كند.

به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد و از پيروزشدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن بر حذر داريد. به او نقش و تأثير مهم خنديدن را ياد آور شويد. اگر مي توانيد به او نقش مهم كتاب را در زندگي آموزش دهيد.

به او بگوييد تعمق كند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان، به گل هاي درون باغچه و به زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند، دقيق شود.

به فرزندم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود، اما با تقلب به قبولي نرسد. به او ياد دهيد با ملايم ها، ملايم و با گردن كش ها، گرن كش باشد. به عقايدش ايمان داشته باشد،حتي اگرهمه خلاف او حرف بزنند.

به او ياد بدهيد كه همه حرف ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد، انتخاب كند. ارزش هاي زندگي را به فرزندم آموزش دهيد، به او ياد دهيد كه در اوج اندوه تبسم كند.

به او بياموزيد كه در اشك ريختن خجالتي وجود ندارد. به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست. به او بگوييد كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد. در كار تدريس به فرزندم، ملايمت به خرج دهيد. اما از او يك نازپرورده نسازيد. بگذاريد او شجاع باشد. به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد. توقع زيادي است ، اما ببينيد كه ميتوانيد چكار كنيد.

 

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385  |
 

ببخشيد آقا ال نينو همان ال نوده!

 

داشتم درس پنجم جغرافياي يك را درس مي دادم كه كره ي زمين با كمبود آب شيرين مواجه است و بحران آب يك تهديد جدي براي كره ي زمين است ...... در همين موقع دانش آموزي دستش را بالا برد وگفت آقا ببخشيد ال نينو همان ال نوده كه حضورش در بازار خيلي به تاخير افتاده!

خنديدم كلاس جغرافيا به بنگاه ماشين تبديل شد. كلاس را جمع كردم. گفتم بچه ها فكر مي كنيد ال نينو چيه؟بچه ها مطالبي مي گفتند و  من "واژه هاي كليدي" را روي تابلو سريع مي نوشتم. صبحت هاي بچه ها و نوشتن سريع من تمام شد. سكوت معني داري بر كلاس سيطره داشت و من از اين سكوت استفاده كردم و مطالبم را در ذهن طبقه بندي و آنرا ارائه دادم. بعد از ارائه مطالب به همان دانش آموز كه "تيكه"انداخته بود گفتم : حالا به نظرت ال نينو همان ال نوده!

خب ازاين داستانك كميك كه بگذريم سوال آن دانش آموز، سوال بسياري از دانش آموزان است . به همين دليل براي كسب اطلاعات بيشتر به اينجا برويد. 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385  |
 

همه جاي دنيا سراي من است!!

 

كلاس جغرافيا

 

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385  |
 

نظر دهيد :

 

متن زير از كتاب شهريار كوچولو نوشته آنتوان دو سن تگزوپه ري برگردان احمد شاملو است . ( از ص 57 تا 61) لطفاً متن  را خوانده ونظر خود را در وبلاگ قرار دهيد :

 

با تشكر

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385  |
 

شعري در باره ي جهت يابي

 

كجا كجا مي گردي ؟

دنبال چي مي گردي ؟

اگه تو شرق رو مي خواي

وقت طلوع خورشيد

نگاه به خورشيد بكن .


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در سه شنبه دهم بهمن 1385  |
 

استفاده از پشت بام مدرسه در آموزش مفاهيم جغرافيايي

 

 

صفحات زيادي از كتاب هاي روش و فنون تدريس به ضرورت و  فوائدمشاهده ي مستقيم (ميداني ) اختصاص داده شده است و معمولا مطالعات ميداني در مدارس به دلايل ومشكلات عديده يي انجام نمي شود. اما مي توان از پشت بام مدرسه استفاده كرد بخصوص اگر مدرسه از طبقات زيادي تشكيل شده باشند. هنگام استفاده از پشت بام نكات زير توجه شود :

 

1- قبل از رفتن به پشت بام در كلاس، مسايل انضباطي گوشزد شود .

 

2- دانش آموزان قلم وكاغذ همراه داشته باشند وآنچه مي بينند ومي شنوند ثبت كنند.

 

3- براي آموزش جغرافياي ناحيه يي از جمله محدوده ي جغرافيايي كوه ها ، دشت ها ، شهر ، خيابان ، وارونگي دما ، آلودگي هوا ، انواع ابرها ،سطوح ارتفاعي و.... بسيار مفيد است .

 

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در سه شنبه دهم بهمن 1385  |
 

"تصور كن"

 

توي كلاس جغرافيا در مقطع پيش دانشگاهي بودم.داشتم اهداف آموزش جغرافيا را درس مي دادم كه آره آموزش جغرافيا مي تواند يك دنياي بهتر براي ما انسان ها ايجاد كند.............. بعدازتحليل موضوع ، دانش آموزان كه به صورت گروهي تقسيم شده بودند،گفتم حالا در باره ي مطالبي كه تحليل شد ، مطالبي به عنوان نتيجه گيري روي كاغذ بنويسيد.

 چند دقيقه گذشت ، دست نوشته ها جمع شد. سريع يك نگاه اجمالي به آنها انداختم. يك دست نوشته نظرم را به خودش خيلي جلب كرد كه چنين بود:

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در دوشنبه نهم بهمن 1385  |
 
 
بالا