تبليغاتX
كلاس جغرافيا
 جهاني شدن

جهاني شدن

لطفا در باره ي " جهاني شدن " نظر دهيد و سپس دليل موافقت ومخالفت خود را در باره ي " جهاني شدن " را در پست كامنت قرار دهيد. هدف از اين امر به راه انداختن يك بحث وجدل در باره ي اين موضوع مهم است .

باتشكر

 

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386  |
 بدون هيچ شرحي!

بدون هيچ شرحي!

 

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386  |
 زلزله قاتل نيست!

پروفسور عكاشه در گفت‌وگو با «تهران امروز»:

زلزله قاتل نيست!

 

 

  شما از زلزله مي‌ترسيد؟

به هيچ وجه!

  جوابتان غافلگير‌كننده بود.

چرا بايد بترسم. زلزله يك پديده از هزاران پديده‌اي است كه همه روزه در طبيعت رخ مي‌دهد.

  ولي اين پديده طبيعي باعث مرگ بيش از صد هزار ايراني در 30 سال گذشته شده است.

قاتل آن صد هزار نفر چيز ديگري بوده نه زلزله. زلزله هيچ موقع كسي را نمي‌كشد. زلزله قاتل نيست.

  چه چيزي باعث مرگ آن هزار نفر شده است؟

انسان ايراني و فراموشكاري مفرطش. ما خودمان قاتل خودمان هستيم. كسي كه ساختمان را مي‌سازد قاتل است. وقتي در ساخت و سازهايمان از مصالح بد استفاده مي‌كنيم، وقتي كيفيت را فداي زياده‌خواهي‌هايمان مي‌كنيم، در واقع مقدمات مرگ خودمان و زن و فرزندانمان را فراهم كرده‌ايم. شما ببينيد در تهران چقدر ساختمان بدون رعايت قواعد مهندسي ساخته شده است. آن هم در شرايطي كه اين ابرشهر بي‌در و پيكر از سه سمت در محاصره سه گسل بزرگ و خطرناك قرار دارد و لااقل 200 گسل فرعي در اين منطقه شناسايي شده‌اند... اما كو گوش شنوا.

  به اين ترتيب شما نبايد شب‌ها را با خيالي آسوده بخوابيد؟

من اتفاقاً خيلي هم راحت مي‌خوابم. چون از اول ساخت و ساز خانه‌ام بر نحوه ساخت و سازش نظارت داشتم. لااقل مسائل ژئوتكنيكش را رعايت كرده‌ام. با اين همه معترفم كه مسائل ژئوتكنيك در مهندسي ساختمان در ايران چندان از سوي مهندسان جدي گرفته نمي‌شود.

  منزل شما نزديك كدام گسل تهران است؟

نزديك گسل «شيان» است.

   با اينكه مي‌دانيد كه منزل شما نزديك گسل «شيان» است باز هم شب‌ها راحت مي‌خوابيد؟

كنار تختخواب من كليه وسايل ضروري براي مواقع زلزله آماده و چيده شده است. يك چراغ قوه هم دارم كه روي ميز مطالعه‌ام كنار تخت خوابم مهياست. همينطور يك عدد سوت هم كنار دستم قرار دارد. سوت براي مواقعي كه زلزله آمد و گرفتار شديم بتوانيم از آنها استفاده كنيم. غير از آن تمام نكات ايمني لازم را رعايت كرده و مي‌كنيم.

  ايده سوت  خيلي جالب است. به شما قول مي‌دهم كه بعد از اين گفت‌وگو اولين كاري كه بكنم تهيه يك سوت با صداي بلند است.

پس يادتان باشد كه حتماً بقيه نكات را هم رعايت كنيد! ما در منزلمان حتماً شب‌ها فلكه گاز آشپزخانه را مي‌بنديم و هرگز كنار پنجره نمي‌خوابيم و سر راهمان چيزي را قرار نمي‌دهيم كه در مواقع اضطرار گرفتارمان كند.

  من معمولاً وقتي از چيزي مي‌ترسم بيشتر ملاحظه‌اش را مي‌كنم. اين مقدار از رعايت نكات ايمني نمي‌تواند حاكي از نترسيدن شما باشد. شما واقعاً از زلزله نمي‌ترسيد؟

 من سعي مي‌كنم كه با زلزله كنار بيايم.

  به نظر شما زلزله چقدر با مرگ شباهت دارد؟

خيلي. خيلي. انسان همان‌قدر كه از مرگ مي‌ترسد همان‌قدر هم فراموشش مي‌كند. با اينكه مي‌داند مرگ سر راهش قرار دارد اما به سرعت فراموشش مي‌كند. زلزله هم همينطور.

  با اين حساب  زلزله شباهت انكار نشدني با مرگ دارد؟

براي من زلزله شبيه ژله است. زمين درست مثل لحظاتي كه شما ژله را تكان مي‌دهيد در هنگام زلزله تكان مي‌خورد.

  زلزله و ژله. جالب است. فكر نمي‌كنيد ژله شيرين‌تر و خوشمزه‌تر از زلزله است؟

مي‌تواند به آن تلخي هم كه شما فكر مي‌كنيد نباشد!

  هست؟

در ايران نيست. اما در ژاپن يا ايالات متحده هست.

  زلزله بم را چطور فهميديد؟

من خبر زلزله بم را از راديو شنيدم. با اين همه چون زلزله بم زلزله 5/6 ريشتري بود چندان نگران نشدم. قاعدتاً زلزله 5/6 ريشتري نبايد اين‌قدر كشته و خرابي ببار بياورد. اول گفتند چند نفر كشته و بعد دوباره گفتند چند صد نفر كشته و تا اينكه شد چند هزار كشته.

  واقعاً زلزله 5/6 ريشتري در عالم ژئوفيزيك چندان مهم نيست؟

نه! اگر سازه‌ها مهندسي ساز باشند زلزله 5/6 ريشتري نبايد اين‌قدر كشته بدهد.

  براي تهران چطور؟ آيا مي‌توانيم بگوييم زلزله 5/6 ريشتري براي تهران تهديد هست؟

مطمئناً خيلي از مناطق تهران دچار خسارت خواهند شد. يادتان باشد كه تهران در منطقه‌اي از كره زمين قرار دارد كه هر آن ممكن است در آن زلزله‌اي به وقوع بپيوندد.

  اما در اين 220 سالي كه از عمر پايتختشدن تهران مي‌گذرد فقط يكبار در اين شهر زلزله آمده است.

درست است. اما فراموش نكنيد كه در عمر 4هزار ميليارد و 500 ميليون ساله كره زمين، 220 سال يعني يك لحظه. يك ثانيه. فراموش نكنيد كه در سال 1830 زلزله‌اي با قدرت بيش از 7 ريشتر در شرق تهران رخ داده كه اين شهر را با خاك يكسان كرده. باز هم فراموش نكنيد كه در طول 2 هزار سال گذشته منطقه جنوبي البرز حداقل 10 بار به خاطر وقوع زلزله‌هاي مهيب با خاك يكسان شده. در يكي از همين زلزله‌ها منطقه ري و شميرانات 45 هزار نفر كشته شده‌اند. البته آن موقع تهران دهي بيشتر نبوده اما حالا در تهران و شهرهاي اطرافش بيشتر از 12ميليون نفر جمعيت دارد.

  صحبت از فراموشي انسان شد. جايي مي‌خواندم كه فراموشي براي انسان نعمت است.

بله براي انسان نعمت است اما براي سازمان‌ها و نهادها و ارگان‌هاي مسوول چطور؟

  نكته اينجاست كه برخي از اين سازمان‌ها چندان هم موافق مطرح شدن موضوع زلزله در تهران نيستند.

بگذاريد اعترافي بكنم. قبل از انقلاب من بارها برنامه‌هاي متنوعي درباره زلزله براي افكار عمومي تهيه كردم كه متأسفانه هرگز پخش نشد. مي‌گفتند باعث ترس و وحشت مي‌شود. مردم بايد آگاه باشند. اگر ما خطر را بشناسيم خطر ديگر خطر نيست. يك انسان مي‌تواند خطر را فراموش كند اما يك ارگان و يك مسوول هرگز نبايد وظيفه‌اش را فراموش كند. چطور ما هنگام رانندگي بارها علامت هشدار دهنده مي‌بينيم و اين ايجاد ترس و وحشت نيست اما تا بخواهيم اززلزله سخن بگوييم و هشدار بدهيم اسباب ترس مردم را فراهم مي‌آوريم.

  الان چطور؟ الان دانش مردم از زلزله چقدر است؟

الان خيلي بهتر شده. با اين همه آن ممانعت و مانع‌تراشي به شكل و شيوه ديگري وجود دارد. من مي‌گويم اگر مردم بترسند بهتر از اين است كه در خواب خرگوشي به سر ببرند. راستش شما پرسيديد من از زلزله مي‌ترسم. نه!  من از زلزله نمي‌ترسم. اما از اهمال كاري و فراموشي برخي از مسوولان خيلي مي‌ترسم. الان اقدامات انجام شده خيلي خوب است اما كافي نيست. من معتقدم نهادهاي مسوول در ساخت و ساز مقصر اصلي زلزله و خسارات ناشي از آن هستند.

  در كشورهايي مثل ژاپن متولي زلزله چقدر توانايي دارد؟

در كشورهايي مثل ژاپن، چين و آمريكا سازماني به نام سازمان زلزله‌نگاري كشور وجود دارد. علاوه بر اين سازمان بايد مسائل مربوط به تحقيق و پژوهش درباره زلزله را واگذار كنيم به دانشگاه‌هاي كشور. نه اينكه فقط يك دانشگاه مسووليت تحقيق درباره زلزله را برعهده داشته باشد.

  شما در اين باره پيشنهاداتي هم براي مسوولان داشته‌ايد؟

معلومه كه داشتم. اما كسي اصلاً به حرف من گوش نمي‌دهد.

  چرا؟

چون ما متأسفانه پديده زلزله را هنوز يك امر ماوراء‌الطبيعه مي‌دانيم و هنوز فكر مي‌كنيم كه زلزله خارج از نيروي تدبير و مهندسي و علم هست. ما هنوز فكر مي‌كنيم زلزله تقدير است. ما هنوز زلزله را بلا مي‌دانيم.

  شما چه كاري براي تغيير اين طرز فكر و تلقي انجام داده‌ايد؟

من 40 سال است كه فرياد مي‌زنم زلزله بلا نيست. زلزله تقدير نيست. زلزله سرنوشت نيست. توكل‌كردن خيلي خوب است اما خداوند به ما عقل داده تا بينديشيم تا تدبير كنيم. ما بايد اول تدبير داشته باشيم بعد توكل. اما كارمان دقيقاً برعكس است. ما از كار مي‌زنيم و از مسووليت مي‌زنيم و بعد مي‌گوييم توكل. يك ژاپني هرگز نمي‌گويد ولش كن، توكل كن به خدا. او مي‌گويد خداوند متعال به من شعور داده و اگر من از اين شعور، كمال استفاده را ببرم هم به او توكل كرده‌ام هم شكر نعمتش را به جا آورده‌ام.

  آيا ما در بحث زلزله شناسي دچار فقر علمي هستيم؟

ببينيد در قبل از انقلاب تعداد پايگاه‌هاي زلزله‌نگاري ما 3 تا بيشتر نبود كه با تهران مي‌شد 4 تا. در زمان نخست‌وزيري مهندس موسوي شخص من با كمك ايشان و مساعدتشان توانستم 10 تا پايگاه را راه بيندازم. الان تعداد پايگاه‌هاي كشور شايد نزديك به 70 تا باشد.

  كافيه؟

نه خير! ما حداقل هزار تا پايگاه زلزله‌نگاري در كشور احتياج داريم. در كشور ژاپن بيش از 10 هزار پايگاه زلزله‌نگاري وجود دارد. ما پايگاه مي‌خواهيم تا مناطق پرخطر را بشناسيم. ما بايد نگاه و فرهنگ مردم را درباره زلزله عوض كنيم. آنها بايد از خواب و خيال و شانس و اقبال فاصله بگيرند. بايد ياد بگيريم بهترين نعمت خداوند شعور است.

  الان چه چيزي در عالم ژئوفيزيك ايران فكر شما را به خودش مشغول كرده؟

تهران. دغدغه اصلي من تهران است. تهران قلب ايران است. مغز ايران است و بيش از 20درصد جمعيت ايران در تهران جمع شده‌اند. با اين همه تهران آماده مواجهه با پديده زلزله نيست.

  اگر در تهران زلزله‌اي رخ بدهد...

هولناك است. حتي تصورش هم آدم را به وحشت مي‌اندازد. از روزي كه از آلمان وارد ايران شده‌ام فرياد مي‌زنم وضعيت در تهران وخيم است. اما كو گوش شنوا. 47 سال است كه داد مي‌زنم و كمتر كسي مي‌شنود. اگر در تهران اتفاقي بيفتد زندگي در تهران براي چند سال اصلاً تعطيل مي‌شود و اين خطرناك‌تر از زلزله است.

 چقدر اميدواريد كه بالاخره يك روزي مردم و مسوولان حرف شما را گوش كنند. اصلاً اميدوار هستيد؟

زياد نه! متأسفانه زياد نه. روز به روز به جمعيت تهران افزوده مي‌شود و ساختمان‌هايش روز به روز بيشتر مي‌شود و روز به روز به تعداد ماشين‌هايش افزوده مي‌شود... (آه مي‌كشد.) اما انگار قدرت شنوايي مردم و برخي از مسوولان روز به روز كمتر و كمتر مي‌شود.

  آيا درباره زلزله تهران كابوس هم مي‌بينيد؟

نيازي به كابوس نيست. كافي است به عكس‌هايي كه در بم گرفته‌اند، نگاه كنم.

  براي من درباره زلزله چه آرزويي داريد؟

اميدوارم براي شما و فرزند شما و نوه شما در تهران زلزله‌اي رخ ندهد.

  اين جمله خيلي بد است.

داغ عزيزان را ديدن بدتر است. راستش من از ثانيه اول پس از زلزله در تهران بيشتر مي‌ترسم تا از خود زلزله تهران!

 

منبع:روزنامه تهران امروز مورخه 15/2/1386

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386  |
 يك كلاس جغرافياي ديگر

يك كلاس جغرافياي ديگر

 

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386  |
 درس معلم

 

درس معلم

در کلاس روزگار
درسهای گونه گونه هست
درس دست یافتن به آب و نان
درس زیستن کنار این و آن
درس مهر
درس قهر
درس آشنا شدن
درس با سرشك غم ز هم جدا شدن
در کنار این معلمان و درسها
در کنار نمره های صفر و نمره های بیست
یک معلم بزرگ نیز
در تمام لحظه ها تمام عمر
در کلاس هست و در کلاس نیست
نام اوست : مرگ
و آنچه را که درس می دهد
 زندگی است
.

شعر: فريدون مشيزي

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386  |
 آسمان نما براي آموزش نجوم

آسمان نما براي آموزش نجوم

 

 

 

تدريس علم نجوم عمدتاً متکي بر مشاهده ستارگان و سياراتي است که در آسمان شب ظاهر ميشوند. در عين حال کمتر مکان آموزشي را مي توان يافت که از فضاي باز بتواند به خوبي جهت آموزش ستاره شناسي استفاده نمايد. عواملي همچون يافتن مکان مناسب، مطلوب بودن شرايط جوي، صاف و تاريک بودن آسمان شب، مشاهده تعداد زيادي ستاره که بصورت فشرده در کنار يکديگر قرار دارند، تصور خطوط فرضي دستگاههاي مختصات در آسمان و ... باعث مي شود که آموزش اين علم در فضاهاي باز با دشواري انجام پذيرد. با استفاده ازآسمان نما ميتوان اکثر مسائل مربوط به فراگيري علم نجوم را در محيطي مناسب و با امکانات نمايشي گسترده به نمايش گذاشت. مدارس و ساير مراکز علمي – آموزشي در سراسر کشور با تجهيز خود به آسمان نما ميتوانند گامي بزرگي در جهت آموزش علم زيباي نجوم به علاقمندان و خصوصاً دانش آموزان و دانشجويان بردارند

آسمان نما مكاني است سرپوشيده كه بوسيلة دستگاه مخصوصي بنام Planetarium ، آسمان و اجرام سماوي به صورت مصنوعي بر روي سقف گنبدي شكل آن بازسازي شده و با توجه به تصاوير، توضيحات مختصري در مورد مسائل مختلف نجومي ارائه مي شود.

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در شنبه هشتم اردیبهشت 1386  |
 يك كلاس مدرن جغرافيايي

يك كلاس مدرن جغرافيايي

 

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386  |
 و اما بعد...سيوند آبگيري شد.

و اما بعد...سيوند آبگيري شد.

 

عكس هوايي از تنگه تاريخي بلاغي

 

براي مشاهده دقيق تر عكس اينجا را كليك كنيد
|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در شنبه یکم اردیبهشت 1386  |
 
 
بالا