تبليغاتX
كلاس جغرافيا
 شب چله (یلدا):شب زايش خورشيد

شب چله (یلدا)

شب زايش خورشيد و آغاز سال نو ميترايی

دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا می‌دارند كه در میان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگیزه‌های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام آذرماه و بامداد یكم دی‌ماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار می‌شود؛ اما می‌دانیم كه در باورهای كهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی‌شده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد.

خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایین‌ترین نقطه افق جنوب شرقی می‌رسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب می‌شود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز می‌گردد كه نتیجه آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است. به عبارت دیگر، در شش‌ماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشید اندكی پایین‌تر از محل پیشین خود در افق طلوع می‌كند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایین‌ترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابجایی‌های طلوع خورشید معكوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز می‌‌گردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمال‌شرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته می‌شد و آنرا گرامی و فرخنده می‌داشتند. 

در گذشته، آیین‌هایی در این هنگام برگزار می‌شده است كه یكی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی كه از لازمه‌های آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراكی‌های فراوان برای بیداری درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند.

بسیاری از ادیان نیز به شب چله مفهومی دینی دادند. در آیین میترا (و بعدها با نام كیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار می‌آمده است و امروزه كاركرد خود را در تقویم میلادی كه ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده؛ ادامه می‌دهد. فرقه‌های گوناگون عیسوی، با تفاوت‌هایی، زادروز مسیح را در یكی از روزهای نزدیك به انقلاب زمستانی می‌دانند و همچنین جشن سال نو و كریسمس را همچون تقویم كهن سیستانی در همین هنگام برگزار می‌كنند. به روایت بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم كهن سیستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اینكه نام نخستین ماه سال آنان نیز «كریست» بوده است. منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز می‌گردد و پیش از آن، آنگونه كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل كرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار/خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه می‌گیرد.

نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی كه پیرو مزدك، قهرمان بزرگ ملی ایران بوده‌اند (كه هنوز هم حامیان سرمایه‌داری لجام گسیخته اندیشه‌های عدالت‌جویانه او را سد راه منافع طبقاتی خود می‌دانند) سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شد و از آن با نام «خرم روز» یاد می‌كرده و آیین‌هایی ویژه داشته‌اند. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستانی هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود كه نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیكستان) است. همچنین در تقویم كهن ارمنیان نیز از نخستین ماه سال نو با نام «ناواسارد» یاد شده است كه با واژه اوستایی «نوسرذه» به معنای «سال نو» در پیوند است.

هر چند برگزاری مراسم شب چله و میلاد خورشید در سنت دینی زرتشتیان پذیرفته نشده است؛ اما خوشبختانه اخیراً آنان نیز می‌كوشند تا این مراسم را همچون دیگر ایرانیان برگزار كنند. البته در شبه تقویم نوظهوری كه برخی زرتشتیان از آن استفاده می‌كتتد و دارای سابقه تاریخی در ایران نیست، زمان شب چله با 24 آذرماه مصادف می‌شود كه نه با تقویم طبیعی انطباق دارد و نه با گاهشماری دقیق ایرانی و نه با گفتار ابوریحان بیرونی كه از شب چله با نام «عید نود روز» یاد می‌كند. از آنرو كه فاصله شب چله با نوروز، نود روز است.

امروزه می‌توان تولد خورشید را آنگونه كه پیشینیان ما به نظاره می‌نشسته‌اند، تماشا كرد: در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته می‌شده كه یكی از مهمترین آنها چارتاقی نیاسر كاشان است كه فعلاً تنها بنای سالم باقی‌مانده در این زمینه در ایران است.

 

 منبع : رضا مرادی غیاث آبادی

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386  |
 مهمترین مظهر فرهنگی جزیره ایستر، موآی ها هستند
 

مهمترین مظهر فرهنگی جزیره ایستر، موآی ها هستند

 

 

مهمترین مظهر فرهنگی جزیره ایستر، موآی ها هستند که 288 تای آن روی سکوهای عظیمی به نام آهو، ایستاده اند. فاصله این سکوها از هم حدود یک و نیم مایل است. و یک نوار تقریبا سراسری به دور جزیره بوجود آورده. 600 موآی دیگرکه در مراحل مختلف تکامل هستند، در سرتاسر جزیره پراکنده اند. حتی در معادن و کنار جاده های قدیمی و کنار ساحل. بسته به اندازه و وزن موآی ها، تخمین زده می شود که بین 50 تا 150 نفر برای حمل آنها توسط غلطکهای چوبی و سورتمه روی آن نیاز بوده.برخی از موآی ها دارای کلاه یا تاجهای قرمز رنگی هستند که دلیل آن نامشخص است. ولی برخی از باستان شناسان می گویند که اینگونه موآی ها مفهوم آیینی خاصی داشتند و یا شاید برای یک طایفه یا خانواده بخصوصی مقدس بوده.. بر طبق آخرین تحقیقات باستان شناسانی، 887 مجسمه سنگی یکپارچه در موزه و در جزیره شناسایی شده. این مجسمه ها نیمتنه هستند و به "سرهای جزیره ایستر" مشهورند. برخی از مجسمه ها از زیر خاک بیرون آورده شده اند. زمان ساخت این مجسمه ها دقیقا معلوم نیست و بین ۱۵۰۰-۱۷۰۰ و ۱۰۰۰-۱۵۰۰ میلادی حدس زده شده. تقریبا 95% موآی ها ساخته شده از خاکستر یا سنگ آتشفشانی متراکم می باشند. تمام مجسمه های ایستاده (50 تا در کل) در زمان حاضر دوباره برپا شده اند. بزرگترین مجسمه برپا شده، "Paro" نام داردکه تقریبا 10 متر ارتفاع و 75 تن وزن دارد. یک مجسمه نیمه تمام یافت شده که در صورت اتمام 21 متر و 270 تن وزن داشت. تقریبا تمام مجسمه ها از یک سبک خاص با سرهای بزرگ و بی تناسب پیروی کرده اند.

 

به اين چند مواي خوب نگاه كنيد

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386  |
 جزیره ایستر

جزیره ایستر

جزیره ایستر جزیره‌ای است در اقیانوس آرام جنوبی متعلق به کشور شیلی. این جزیره با اینکه ۳٬۵۱۵ کیلومتر  در باختر خاک اصلی شیلی قرار گرفته اما استانی جدا از منطقه والپارائیسو (Valparaíso) شیلی بشمار می‌آید. نزدیکترین جزیره‌ همسایه با جزیره ایستر به نام سالائی گومز (Sala-y-Gomez) که در ۴۰۰ کیلومتری خاور ایستر قرار دارد نیز جزء همان منطقه و استان بشمار می‌آید. نزدیکترین جزیره مسکونی به ایستر جزیره پیتکیرن است که در ۲٬۰۷۵ کیلومتری (۱٬۲۹۰ مایلی) باختر ایستر قرار دارد. مساحت جزیره ۱۶۳٫۶ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۳٬۷۹۱ نفر است (سرشماری ۲۰۰۲م). ۳٬۳۰۴ نفر از جمعیت جزیره در مرکز آن شهر هانگا روآ زندگی می‌کنند.

جزیره ایستر بویژه بخاطر تندیس‌های ۴۰۰ ساله عجیب باستانی خود معروف است. به این تندیس‌ها که در راستای کرانه دریا به خط ایستاده‌اند موآی گفته می‌شود.

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در سه شنبه بیستم آذر 1386  |
 دریاچه آرال بزرگترین فاجعه زیست محیطی

 

دریاچه آرال بزرگترین فاجعه زیست محیطی

 

 

در نتیجه خشکی دریاچه آرال جزایر کوچکی در این دریا پیدا شده اند که نگرانی کشورهای آسیای مرکزی را برانگیخته است. آرال چهارمین دریاچه بزرگ جهان است که روز به روز کوچکتر می‌شود و مقدار شوری آب آن بالا می‌رود.هر سال بیش از ۲۵۰ ملیون دلار برای نجات این دریاچه هزینه می‌شود.  در اوایل این هفته همایش "بنیاد بین المللی نجات آرال" در شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان برگزار شد. کارشناسان اقدامات دولت‌های منطقه را برای نجات آرال کافی نمی‌دانند. برخی از نمایندگان دولت‌های شرکت کننده در این همایش نیز اقدامات دولت‌های منطقه را در خصوص جلوگیری از روند نابودی آرال بی ثمر دانسته‌اند. 

 

دریاچه‌ی آرال بزرگترین فاجعه زیست محیطی

 

دریاچه آرال بزرگترین فاجعه زیست محیطی در آسیای مرکزی است که هم اکنون سرچشمه بادهای مسموم شده است. آیا دریاچه آرال خشک خواهد شد و خشکی آن چه پیامدهای زیست محیطی به‌دنبال خواهد داشت؟ دولت‌های آسیای مرکزی برای نجات این دریاچه تا به‌حال چه کرده‌اند؟ در سال‌های اخیر "بنیاد بین المللی نجات آرال" تاسیس شد. این بنیاد اکنون همایشی با شرکت نمایندگان 5 کشور آسیای مرکزی و نمایندگان سازمان‌های بین المللی در شهر دوشنبه برگزار کرده است.نماینده قزاقستان در این همایش گفته است که در حال حاضر نجات آرال دشوار شده است. ریابسف، رئیس کمیته ذخائر آب وزارت کشاورزی قزاقستان گفت، در سال‌های اخیر میزان بخار شدن آب دریا افزایش داشته و شوری آب دریا بیشتر شده است. 

 

 

تغییرات آب و هوایی و آب شدن ۲۵ درصد از یخچال‌های تاجیکستان

 

برخی از کارشناسان تغییر آب و هوای آسیای مرکزی را به افزایش دمای هوا در سراسر جهان مرتبط می‌دانند. در چند سال اخیر این امر به آب شدن ۲۵ درصد یخچال‌های طبیعی تاجیکستان منجر شده است.

سلطان رحیم اف ، رئیس بنیاد بین المللی نجات آرال اعلام کرده است که این بنیاد تلاش دارد در آسیای مرکزی آب بصورت عاقلانه مورد استفاده قرار گیرد. وی افزود که در این راستا پیشرفت‌هائی نیز حاصل شده است. به گفته او: «در سال ۱۹۸۹ آرال به دو قسمت تقسیم شده بود، یعنی قسمت شمالی آن از قسمت جنوبی دریاچه جدا شده بود. در سال ۲۰۰۵ نیز سدی احداث گردید که موجب بالا آمدن سطح آب در قسمت شمالی آرال شد . در حال حاضر سطح آب در جنوب این دریاچه ۲۹ متر و در قسمت شمالی آن به ۴۲ متر می‌رسد. شوری آب دریا کاسته شده و آب به نزدیکی شهرها رسیده و مردم نیز به ماهیگیری  پرداختند.»

 

 

اختلاف میان کشورهای آسیای مرکزی و روند کند نجات آرال

 

ولی برخی از کارشناسان از جمله حاجی محمد عمراف کارشناس تاجیک معتقد است که اختلافات درمیان کشورهای آسیای مرکزی روند نجات آرال را کند کرده است و نشست‌های نوبتی نمایندگان کشورهای منطقه در سال‌های اخیر نتوانسته است مشکل آن را کاهش دهد.او در این باره خاطرنشان می‌سازد: «ما حتی تقسیم آب بین دولت‌های آسیای مرکزی را هم نمی‌توانیم حل کنیم. این برخوردها به عقیده من نتیجه پائین بودن فرهنگ سیاسی کسانی است که به گفتگو و مذاکره می‌پردازند و فاقد  افکار «گلوبالی» هستند. خیلی خنده آور است که آنها جمع می‌شوند، صحبت می‌کنند و حتی فراموش می‌کنند برای چه آنها جمع شده اند. همه این کارها دروغین است.»

 

نجات آرال مسئله جهانی

 

برخی از کشورهای آسیای مرکزی نیز به این نیتجه رسیده اند که قادر به حل  مشکل آرال نیستند. نورسلطان نظربایف، رئیس جمهور قزاقستان پیشنهاد کرده است که به مشکل آرال باید به عنوان مشکل جهانی نگریسته شود و حل  مشکلات آن باید به عهده سازمان ملل متحد باشد.در همایش بنیاد بین المللی نجات آرال به مشکلاتی اشاره شده است که فقط کشورهای منطقه می‌توانند با مساعدت و همکاری با یکدیگر و رفع اختلافات  موجود آن را حل کنند.  در همایش همچنین اعلام شده است که ترکمنستان و ازبکستان که کشورهای اصلی مصرف کننده آب دریاچه آرال هستند می‌توانند با به‌کارگیری روش صحیح از آبیاری تا ۵۰ درصد در صرفه جویی آب کمک کنند. اما ازبکستان قصد ندارد در برنامه «صرفه جویی از آب منطقه» شرکت کند. افزایش نمک و محتویات معدنی در آب این دریاچه عمده ترین تاثیر منفی را بر محیط زیست داشته است. در مناطق نزدیک ساحلی دریا، بیماری‌هایی مانند کم خونی، سرطان، بیماری‌های کلیه و کبد و همچنین ناراحتی‌های کودکان بیشتر از مناطق دیگر مشاهده شده است. کارشناسان هشدار می‌دهند که برای نجات دریاچه آرال بایستی هر چه زودتر دست به اقدام زد. 

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در سه شنبه ششم آذر 1386  |
 تحولات اقلیمی: تشنج نظری یا تهدیدی عینی؟

تحولات اقلیمی: تشنج نظری یا تهدیدی عینی؟

 

یخ‌های قطبی آب می‌شوند. علت گرم شدن جو زمین را در کجا باید جست: در خود طبیعت یا در کارکردهای انسان؟ در این مورد که بحران زیست‌محیطی به طبیعت برمی‌گردد یا به انسان، ریچارد لیندزن و اشتفان رامشتورف دو دیدگاه کاملاً متضاد را نمایندگی ‌می‌کنند. با خطوطی از نظرات آنان آشنا می‌شویم. پرسش بر سر نحوه‌ تفسیر داده‌هاست.

 

 

ریچارد لیندزن: تشنج نظری

 

 

گرمایش کره‌ی زمین برای همه سودمند است

 

ریچارد لیندزن (Richard Lindzen) می‌گوید: اگر در گذشته دمای زمین افزایش یافته بود، بیمار‌ی‌های مسری و قحطی کم‌‌تر می‌شد و رفاه نیز افزایش می‌یافت. این استاد دانشگاه توضیح می‌دهد که چندان با روزنامه‌نگاران مصاحبه نمی‌کند، اما در عوض در موسسه‌ی تکنولوژی ماساچوست در بوستون تأثیر ابرها و بخار آب را بر شرایط اقلیمی بررسی می‌کند؛ زیرا این عوامل بر دمای زمین تأثیر می‌گذارند. اما این موضوع هنوز به طور کامل ثابت نشده است و به همین دلیل نمی‌تواند در قالب الگوی نظری‌ای که در حال حاضر گرمایش نگران‌کننده‌ی کره‌ی زمین را پیش بینی می‌کند، جای بگیرد. این موضع نظری دربردارنده‌ی نقد اصلی لیندزن بر هشدارهایی است که درباره‌ی فاجعه‌ی اقلیمی کره‌ی زمین به گوش می‌رسند. او به پژوهش‌هایی که در ژاپن و اروپا صورت گرفته، استناد می‌کند. براساس این پژوهش‌ها الگوهای اقلیمی نمی توانند عینی باشند؛ زیرا هنگامی که از آ‌ن‌ها برای پیش بینی وضعیت هوا استفاده می‌شود، دیگر در محدوده‌ی زمانی ساعات و روزها قابلیت کاربرد ندارند و به سرعت در هم می‌ریزند.

 

با افزایش دما رفاه بیشتر می‌شود

 

نتیجه‌گیری لیندزن از عبارات یاد شده این است که پیش بینی‌‌های صورت گرفته در مورد افزایش دمای زمین به میزان 2 تا 4.5 درجه‌ی سلسیوس اغراق آمیز است. او این میزان را در صورتی که دی اکسید کربن در جو دو برابر شود،‌ 0.5 درجه سانتی گراد پیش بینی می‌کند و این از نظر او نه یک فاجعه، بلکه یک مزیت برای تمامی انسان‌هاست. در زمان‌‌هایی که کره‌ی زمین اندکی گرم‌تر بوده است، بیمار‌ی‌های مسری و قحطی کم‌‌تر می‌شد و رفاه نیز افزایش می‌یافت. قرون وسطی در اروپا نمونه‌ی خوب در این زمینه به دست می‌دهد. محققان مسائل اقلیمی می‌توانند از دوره‌های گرم‌تر کره‌ی زمین به عنوان شرایط اقلیمی مطلوب یاد کنند.

 

تبلیغات زننده

 

او در ادامه می‌گوید: نشان دادن ذوب یخچال‌ها در مدرسه به کودکان دبستانی به عنوان مثالی برای گرمایش کره‌ی زمین، نوعی شعار تبلیغاتی و کاری زننده است. نباید چنین مسائلی را به کودکانی آموزش داد؛ زیرا آنان نمی‌دانند موضوع از چه قرار است. یخچال‌ها مجموعه‌هایی پیچیده هستند و تحت تأثیر دمای منطقه، از قرن هجدهم تاکنون همچنان در حال ذوب شدن هستند. در این مورد نیز ابرها نقش خود را ایفا می‌کنند که این موضوع هنوز به طور دقیق مورد پژوهش قرار نگرفته است.

 

جریان‌های گوناگون در راستای منافع  خود عمل می‌کنند

 

در بحث پیرامون گرمایش کره‌ی زمین هر فرد یا جریان سعی دارد، موضع خود را تا حد ممکن پیش برد. جنبش حفظ محیط زیست این موضوع را بهترین زمینه برای جمع آوری اعانه‌ها می‌بیند. برای سیاست‌مداران نیز بعد بطالت‌آمیز قضیه نجات جهان یک هدف بسیار باشکوه است. حتا کنسرسیوم‌های انرژی نیز وارد عمل شده‌اند؛ زیرا در پی حوزه‌های تجاری جدیدتر هستند. به عنوان مثال ال گور هنگام ایراد سخنرانی دریافت جایزه‌ی نوبل مبلغ زیادی پول برای پیشبرد اهداف خود درخواست کرد.

بنابراین آیا تمامی توصیفات موجود نوعی دسیسه است؟

 لیندزن به این پرسش پاسخ منفی می‌دهد و منظور خود را این گونه توضیح می‌دهد: در یک جامعه امور به این دلیل رخ نمی‌دهند که یک فرد یا ایده‌ی خاص پشتیبان آن‌ها است یا در پس آن‌ها نهفته است؛ بلکه به این دلیل که منافع گروه‌های مختلف در جهتی خاص یا به سوی موضوعی مشخص حرکت می‌کنند. به عنوان مثال این به نفع کشورهای صنعتی است که نگذارند کشورهای در حال توسعه به استانداردهای زندگی آن‌ها دست یابند. کشورهایی که در تلاش برای رسیدن به این مرحله هستند، این امر را به خوبی درک می‌کنند. این تفکر نامعقول است که کشورهایی چون چین و هند پس از چندین نسل زندگی در فقر باید روند صنعتی‌سازی خود را متوقف کند؛ زیرا اروپا ممکن است تا حدی گرفتار ترس شود.

 

 

 

 

 

اشتفان رامشتورف: تهدید عینی

 

اشتفان رامشتورف (Stefan Rahmstorf) معتقد است که بحران گرمایش زمین حرانی ناشی از اختلاف نظری در تفسیر و توجیه آمارهای شاخص بحران نیست. تهدید عینی است و منشأ خطری که زندگی را تهدید می‌کند، اساسا انسان است.

 

مخالف‌خوانی و هشدار در مورد خطری عینی

 

رامشتورف به شدت با کسانی که خطر را دست کم می‌گیرند و آن را امری طبیعی و بنابر این عادی جلوه می‌دهند، مخالفت می‌کند. او اما همچون یک آدم مخالف‌خوان لجوح به نظر نمی‌نمی‌رسد، همچون آدمی که اخبرا "فرانکفورتر آلگماینه تساتیونگ" و "اشپیگل آن‌لاین" او را چنان گونه معرفی کردند که گویا علیه آنانی که نظرات مخالفی دارند، اعلام جهاد می‌کند. او با کمال آرامش از دفتر کار خود در پتسدام به چشم انداز پارکی که مقابل ساختمان او قرار دارد، می‌نگرد. این دانشمند 47 ساله، از آوازه‌ی خوبی برخوردار بوده و در رشته‌ی اقیانوس‌شناسی تحصیل کرده  است. او عضو شورای تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد (IPCC) است و از سال ۱۹۹۶ در مؤسسه‌ی پژوهش‌های اقلیمی  پتسدام فعالیت دارد. علاوه بر این او عضو شورای علمی تحولات اقلیمی در آلمان است. رامشتورف با چرب زبانی و خوش‌بینی بیش از حد مخالف است. هنگامی که روزنامه نگاران، مانند گذشته، در یافته‌های دانشمندان مسائل اقلیمی تردید نشان می‌دهند، واکنش نشان می‌دهد و احساس نامطلوبی دارد. به این ترتیب رامشتورف به گفته‌ی خود مجبور می‌شود، در بحث‌های عمومی شرکت کند. او می‌گوید: معمولاً این نوع تحلیل‌ها به نتیجه‌ی مفیدی نمی‌رسند. اما هر بار که یکی از این مقاله‌های تردیدآمیز درباره‌ی پژوهش‌های موافقان جلوگیری از تحولات اقلیمی در روزنامه‌ها منتشر می‌شود، در آن می خوانیم: انسان تنها در تولید سه درصد از میزان دی اکسید کربن مقصر است. پس از خواندن چنین جمله‌هایی، پرسش‌های بسیاری برای من پیش می‌آید. البته من به جای آن که صدها ایمیل به دفتر روزنامه‌های مختلف بنویسم، در یک مقاله موضوع را روشن می‌کنم.

 

 

انسان مسئول است

 

رامشتورف در گام بعد به گونه‌ای اظهار نظر می‌کند که فرد سینگر، متخصص امور اقلیمی را نیز وارد بحث می‌کند. سینگر تا چند سال پیش نیز وجود تحولات اقلیمی را انکار می‌کرد. اما در حال حاضر او این روند را توقف ناپذیر می‌بیند و از این نظر متعلق به یک اقلیت است که به زودی وجود نخواهد داشت.

 

رامشتورف می‌گوید: رسانه‌ها معمولاً به دیدگاه‌های مخالف یکدیگر نیاز دارند و بر همین اساس دو گروه مخالف و موافق دیدگاه‌‌های مربوطه به تحولات اقلیمی را در مقابل یکدیگر قرار می‌دهند. او برخورد سطحی با واقعیت‌ها را در این حوزه‌ تحمل نمی‌کند و کم‌تر می‌توان در استدلال‌های وی شک کرد. او معتقد است: حجم گاز دی اکسید کربن امروزه بسیار بالاتر از ۶۵۰.۰۰۰ سال در تاریخ تحولات اقلیمی گذشته است. ما به خوبی می‌دانیم که انسان مسئول ایجاد این وضعیت است. این موضوع نیز آشکارست که افزایش حجم دی اکسید کربن، تا حد زیادی علت گرمایش اقلیمی دهه‌‌های گذشته بوده است.

 

انسان مسئول است، نه آتشفشان

 

از آنجا که این موضوع صحت دارد، رامشتورف نظرات مخالف را در این زمینه را اشتباه‌هایی عمدی می‌نامد، به عنوان مثال در یک برنامه‌ی تلویزیونی ادعا شده بود که آتشفشان‌ها بسیار بیشتر از انسان دی اکسید کربن تولید کرده‌اند. در واقع انسان، در سال‌های گذشته ۵۰ برابر بیشتر از آتشفشان‌ها گازهای تولید کرده است. رامشتورف تأکید می‌کند که مشکل تحولات اقلیمی بسیار جدی است و سیاستمداران به اندازه‌ی کافی در این زمینه جدیت از خود نشان نمی‌دهند. او قصد دارد به پژوهش‌های خود در این زمینه ادامه بدهد و نمی‌خواهد گرفتار برج عاج نشینی شود. او حمایت مالی لازم را در این زمینه دریافت می‌کند، اما خبرهای ناخوشایندی که او باید به دنبال تحقیقات خود درباره‌ی تحولات اقلیمی در اختیار رسانه‌ها قرار دهد، برای خود او نیز چندان مطلوب نیست.

 

 

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در سه شنبه ششم آذر 1386  |
 
 
بالا