تبليغاتX
كلاس جغرافيا
 چرا آسمان آبي است؟

چرا آسمان آبي است؟ 

شايد هيچ موضوعي به اين اندازه واضح و بديهي نباشد كه آسمان آبي است. اما چرا آسمان ما آبي است و مثلا بنفش، ‌قرمز يا صورتي نيست؟‌ مثلا شب‌ها كه خورشيد در آسمان نيست، با آسماني مشكي طرف هستيم كه نور ستاره‌ها و ماه در پس‌زمينه مشكي آن مي‌درخشد. چرا در روز اين اتفاق نمي‌افتد مثلا در روز به جاي آسماني آبي، ‌آسماني تيره مي‌داشتيم كه خورشيد در زمينه آن بدرخشد؟اين اتفاق مي‌افتاد اگر زمين جو نداشت. در واقع مسووليت اصلي همه اين داستان‌ها، جو زمين است كه باعث مي شود زندگي ما روي زمين ادامه يابد.تابش نور خورشيد در مقابل ماه يا ستاره‌ها بسيار زياد است و به همين دليل زماني كه وارد جو زمين مي‌شود، تاثيري متفاوت از نور ماه و ستاره‌ها در شب ايجاد مي‌كند.نور خورشيد تركيبي از طول موج‌هاي مختلف است كه رنگ‌هاي مختلفي را در دل نور سفيد خود دارد هنگام وقوع رنگين‌كمان شما مي‌توانيد اين طيف رنگي را ببينيد يا با قرار دادن منشوري در برابر پرتو نور خورشيد آن را به رنگ‌هاي سازنده آن تجزيه كنيد. اين نور سپيد و درخشان خورشيد در روز اما براي اين‌كه بتواند خود را به چشمان ما برساند بايد از ميان جو غليظ سياره ما عبور كند. جوي كه عمدتا از نيتروژن و اكسيژن تشكيل شده است. عبور نور خورشيد از دل اين گازهاي جوي كه ابعاد ذرات تشكيل‌دهنده آنها از طول موج نور عبوري كوچك‌تر است، باعث مي‌شود تا اين طول موج‌هاي مختلف متناسب با طول موجشان در جو پراكنده شوند. همين پراكندگي است كه باعث مي‌شود تا در روز برخلاف شب همه آسمان روشن شود چرا كه منبع نور، آنقدر قوي است كه ميزان پراكندگي آن باعث روشن شدن كل آسمان مي‌شود، اما چرا آسمان آبي است؟پديده پراكندگي طول موج‌هاي مختلف در محيط‌هاي مختلف را اصطلاحا به نام پديده رايلي مي‌شناسند. فرمول رايلي ميزان پراكندگي نور در آسمان را بيان مي‌كند. اين پراكندگي و در واقع ميزان پراكنده شدن هر يك از طول موج‌هاي مختلف در آسمان به ماده‌اي بستگي دارد كه نور از ميان آن عبور مي‌كند. جو زمين عمدتا از نيتروژن تشكيل شده است و مولكول‌هاي اين گاز در شرايط عادي نور آبي را بيش از بقيه طول موج‌ها پراكنده مي‌كنند. نتيجه اين مي‌شود كه غير از مواقعي كه غبار زيادي در جو وجود دارد يا هنگام غروب خورشيد آسمان را آبي ببينيم.اين پديده در سيارات ديگر هم اعمال مي‌شود. مثلا در مريخ با توجه به تركيب جوي آن عمدتا طول موج نور قرمز است كه پراكنده مي شود و به همين دليل هم مي توانيد در مريخ آسماني سرخ فام را ببينيد. اما اگر زمين جو نداشت چه؟ ‌در اين صورت هيچ پراكندگي رخ نمي‌داد و آسمان سياهي داشتيم كه خورشيددرخشاني در زمينه سياه آن مي‌درخشيد.

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در جمعه هفدهم مهر 1388  |
 تهدید ذوب شدن اقیانوس منجمد شمالی

تهدید ذوب شدن اقیانوس منجمد شمالی

از اول تا دوازدهم دسامبر در شهر پزنان در لهستان گردهم آئی سازمان ملل در باره آب و هوا برگزار شد. در همان زمان از سوی سازمان هواشناسی بین المللی زنگ خطری درباره گازهای گلخانه ای به صدا در آمد که یکی از دلایل اصلی گرم شدن کره خاکی هستند و سطح تمرکز شان به رکوردی جدید در سال ٢٠٠٧ رسیده است. این زنگ خطر بهیچ وجه انتزاعی نیست. نگرانی دانشمندان درباره امکان گسست لایه های یخ قطبی شاهد این امر است.

جریان پویای مربوط به ذوب یخها که در الگوهای موجود لحاظ نشده ولی مشاهدات اخیر آن را به خوبی نشان می دهد، می تواند بر شکنندگی توده های یخ قطبی در برابر گرم شدن دمای زمین بیافزاید و بالا آمدن سطح دریاها را باعث شود.» (١) این جملۀ کوتاه خلاصه ای است از چهارمین گزارش گروه متخصصین بین المللی آب و هوا (GIEC) که در ماه فوریۀ ٢٠٠٧ پخش شد و آنچنان که باید مورد توجه قرار نگرفت. گر چه رسانه ها از بالا آمدنی ١٨ تا ٥٩ سانتی متری تا آخر این قرن خبر داده اند، پرسش در بارۀ حدود الگوی بکار رفته در این پیش بینی مسکوت مانده است.این در حالی است که بسیاری از هواشناسان نگران آنند که به جای ذوب شدن تدریجی یخها به گسستی در لایه های یخی برسیم که به بالا آمدن بسیار سریعتر سطح آبها بیانجامد. سناریویی نگران کننده که درۀ ژرف میان شرایط اضطراری «نجات» آب و هوا و مذاکرات پیش بینی شده برای پیمان جدید «پسا کیوتو» را می نمایاند به کنفرانس سازمان ملل ماه دسامبر امسال در پزنان و در ماه دسامبر ٢٠٠٩ در کپنهاک ارایه خواهد شد. موضوع، مسئله زندگی دهها میلیون مردم، به ویژه مردمان، جنوب است.در مناطق قطبی، در فصل زمستان در قله های یخی حوضه های پهناور آب جاری به وجود می آیند و حفره هایی در توده های یخ ایجاد می کنند(٢). در گروئلند همین تازگی ها چنین «دریاچه ای» به وسعت ٣ کیلومتر دیده شده که محتوایش در کمتر از ٢٤ دقیقه به مانند آب یک ظرفشویی خالی شده است. این آبها زمانی که به سطح پایینی و صخره ای این یخچالها می رسند، می توانند به کنده شدن ناگهانی قطعات عظیم یخ و بالا آمدن سطح آب منجر شوند. این تصویر کابوس قطب شناسان است

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388  |
 خشم توفانى طبيعت

خشم توفانى طبيعت

توفان گوستاو، سومين توفانى است كه پس از «برتا» و «دولى» در سال ۲۰۰۸ كشورهاى كنار آتلانتيك را در نورديده است. فصل توفان ها، هر سال در اول ژوئن آغاز و در سى ام نوامبر پايان مى يابد. هواشناسان معتقدند كه در طول سال ها، شمار اين توفان هاى فصلى افزايش نيافته، ولى بر شدت نيروى ويرانگر آن ها افزوده شده است. دليل اين امر، گرم شدن آب هاى آتلانتيك از نيم تا يك درجه است. اين كارشناسان مى گويند، هر چه درجه حرارت آب بيشتر باشد، بر قدرت گرداب ها افزوده مى شود.توفان آيك كه تاكنون ۱۰۰ كشته در كارائيب و كشورهاى هائيتى و كوبا به جا گذاشته است شهر ساحلى گالوستون در ايالت تگزاس را نيز درنورديده و به سوى شهر هيوستون پيش رفت. بر اساس برآوردها، خسارت توفان آيك به هيچ وجه نزديك به خسارت ناشى از توفان كاترينا در سه سال پيش نيست. كاترينا پرهزينه ترين توفان در تاريخ امريكا بود كه ميزان خسارت هاى آن، از مرز هشتاد ميليارد دلار فراتر رفت. هم اكنون بر اثر توفان آيك يك ميليون و ۲۰۰ هزار نفر از ساكنان ايالت تگزاس محل زندگى خود را ترك كرده اند. توفان آيك به قلب صنعت نفت امريكا نزديك شهر هوستون رسيد و موجب توقف حدود يك چهارم ظرفيت توليد و پالايش نفت امريكا و افزايش قيمت بنزين شد.روزنامه نگاران امريكايى عنوان ديگرى هم به گوستاو داده اند: «مادر همه توفان ها» توفانى كه با سرعتى نزديك به ۲۳۰ كيلومتر در ساعت، شهرهاى كوبا را در هم نورديد.به دنبال توفانهاى گوستاو و كاترينا توفانهاى هانا و آيك نيز پديدار شدند.شدت اين توفانها به حدى بود كه كاسترو رئيس جمهور سابق كوبا گفت با صداقت كامل اقرار مى كنم، آنچه كه از طريق تصاوير تلويزيونى و عكس ها از آثار توفان گوستاو ديدم من را به يادبمب اتمى هيروشيما در آگوست سال ۱۹۴۵انداخت. 

توفان هاى بزرگ وگرمايش زمين 

گرم شدن كره زمين شدت قدرتمندترين توفان هاى حاره اى را تقويت مى كند افزايش يك درجه سلسيوسى (يك و هشت دهم فارنهايت) دماى هواى دريا در مناطق حاره اى محل وقوع توفان ها، مى تواند به افزايش تقريباً يك سومى تعداد قدرتمندترين توفان ها منجر شود. با گرم شدن درياها و اقيانوس قدرت بيشترى براى تبديل شدن به توفان هاى حاره اى پيدا مى كند. اين در حالى است كه يافته هاى تحقيقات پيشين براساس مشاهدات در بيش از سى سال گذشته نيز، نشان مى داد كه توفان ها همچون توفان هاى اقيانوس اطلس، در نتيجه گرم تر شدن درياها، قدرتمندتر شده اند.قدرت گردبادها و توفان هايى مانند گوستاو كه ناشى از توده هواى كم فشار شديد حاره اى هستند گاهى اوقات به حدى مى رسد كه قادرند معادل ۱۰برابر قدرت بمبى كه در هيروشيما منفجر شد، انرژى آزاد كنند.توفان ها فقط بر فراز آب هاى گرم به وجود مى آيند و براى تشكيل آنها نيز چندين شرط لازم است: اول آنكه آبهايى كه بر فراز آنها توفان تشكيل مى شوند بايد درجه حرارت بالايى معادل ۲۶‎/۶ درجه سانتيگراد، آن هم تا عمقى معادل ۵۰ متر داشته باشند. دوم آنكه در جو، بايد رطوبت به اندازه كافى وجود داشته باشد و سوم آنكه اختلالات حاره اى بايد بادهاى شديدى را به وزش در آورد. در چنين حالتى وقتى اين توده حاره اى با آب اقيانوس ها برخورد مى كند، هوا بسيار گرم مى شود و از سطح آب دريا بالا مى رود و اين امر خود فشار هوا را كاهش مى دهد و آنگاه هواى بسيار خنك را به شكل مارپيچى به سوى مركز توده هواى كم فشار كه به آن «فرو بار» نيز مى گويند هدايت مى كند.اين هواى ناپايدار كه با بخار آب باردار شده است باعث تشكيل ابرها و فعاليت هاى توفانى مى شود كه وسعت و شدت آن به ميزان رطوبت و گرمى هوا بستگى دارد.توفانى كه اينگونه تشكيل مى شود مسير نامنظمى را طى مى كند كه شدت و وسعت آن به دماى آب هايى كه بر روى آنها حركت مى كند بستگى دارد. بنابراين برخى از اين توفان ها آنچنان قدرتى پيدا مى كنند كه از قدرت انفجار بمبى كه در هيروشيما منفجر شد نيز ۱۰ برابر بيشتر است. اين توفان ها هنگامى متوقف مى شوند كه با زمين و يا آبهاى سرد برخورد كنند.بررسى تحولات جوى در خلال ۳۵ سال گذشته نشان مى دهد كه در دهه هاى اخير بيش از پيش بر شدت و قوت بزرگترين انواع توفان ها از جمله توفان هاى استوايى مانند كاترينا افزوده شده است. آب هاى گرم به بزرگترين توفان ها دامن مى زنند. نشريه علمى Science در اين مورد مى نويسد: در خلال اين دوره، بر تعداد توفان هاى استوايى Hurrican درجه ۴ و ۵ به شكلى چشمگير افزوده شده است.دانشمندان اين توفان ها را بر حسب شدت آنها به درجات مختلف از ۱ تا ۵ طبقه بندى مى كنند. تندباد كاترينا هنگام برخورد با سواحل آمريكا يك توفان درجه ۴ بود.براساس مقاله منتشر شده در نشريه ساينس، تحقيقات نشان مى دهد كه بر تعداد توفان هاى شديد نيز افزوده شده به نحوى كه بين سال هاى ۱۹۷۵ و ۱۹۸۹ در مجموع ۱۷۱ توفان شديد در جهان روى داد در حالى كه اين رقم براى سال هاى ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۴ به ۲۶۹ مورد افزايش يافت.توفان هاى استوايى هنگامى آغاز مى شود كه گرماى سطح آب اقيانوس به درجه معينى كه آن را «حد بحران» مى نامند افزايش يابد.به همين دليل، دانشمندان روند گرمايش آب و هواى كره زمين در اثر استفاده از سوخت هاى فسيلى و توليد گازهاى گلخانه اى را در بروز توفان هاى شديد مؤثر مى دانند.به گفته يكى از پژوهشگران، در حالى كه نمى توان گفت كه گرمايش زمين عامل افزايش تعداد توفان استوايى است اما اين احتمال وجود دارد كه باعث شود تا معدودى از اين توفان ها شدت بگيرد و به توفان هاى طبقه ۴ و ۵ تبديل شود.در مقابل، گروهى ديگر از پژوهشگران ارتباط بين وقوع توفان هاى شديد و گرمايش آب و هواى زمين را بدون تحقيقات بيشتر قابل اثبات ندانسته و گفته اند احتمال دارد به دليل افزايش ساخت و سازهاى شهرى در مناطق ساحلى، توفان هاى اخير خسارات و تلفات بيشترى برجاى گذاشته و توجه افكار عمومى را بيشتر جلب كرده باشد. 

پيامدهاى گرم شدن زمين

بسيارى از كارشناسان محيط زيست، افزايش توفان ها و گردبادهاى شديد در شهر هاى ساحلى امريكا و آتش سوزى جنگلها در نواحى غرب امريكا را مهمترين پيامدهاى گرم شدن زمين مى دانند. وقوع توفان سهمگين كاترينا در سال ،۲۰۰۵ آتش سوزى بزرگ كاليفرنيا در سال ۲۰۰۷ و وقوع سيل آيوا در ماه گذشته نمونه كوچكى از تأثيرات گرم شدن زمين بر تغييرات آب و هوايى در امريكا است.در طول دوره پانزده ساله ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۹ صدوهفتادو يك توفان سهمگين كه در رده بندى شدت توفان ها در رده چهارم يا پنجم قرار داشتند رخ داده اند در حالى كه در دوره پانزده ساله ۱۹۸۹ تا ۲۰۰۴ اين تعداد به ۲۶۹ مورد رسيده است. تصور مى شود افزايش شدت توفان ها با افزايش دماى سطح درياها مرتبط باشد كه خود تابعى از افزايش دماى جهان است.يك گروه از محققان مى گويند با ۸۴ درصد اطمينان مى توان گفت، فعاليت هاى بشر براى مداخله در محيط زيست حداقل در ۶۷ درصد موارد سبب افزايش دماى سطح درياها شده است. 

منبع:روزنامه ایران

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387  |
 داشتن يا بودن، مسئله اين است

 

داشتن يا بودن، مسئله اين است

 

اريش فروم، روانكاو و فيلسوف اجتماعى آلمانى تبار امريكايى (۱۹۸۰ـ۱۹۰۰م)، يكى از شاخص ترين متفكران غربى است كه به تحليل و بررسى و آسيب شناسى دو بحران ماده گروى اخلاقى و مصرف زدگى پرداخته است. فروم، به ويژه در كتاب ارزشمند «داشتن يا بودن » ماهيت ويرانگر ماده گروى اخلاقى و بارزترين پيامد آن، يعنى مصرف گرايى، را آفتابى مى كند. البته وى از عنوان ماده گروى اخلاقى استفاده نمى كند، بلكه اصطلاح «داشتن» ـ در مقابل «بودن»ـ را براى اين بحران به كار مى برد.

فروم در كتاب «داشتن يا بودن » خاطرنشان مى كند كه اساساً توليد نامحدود، مصرف نامحدود و «داشتن» هرچه بيشتر خصوصيت جامعه مدرن است كه در آن منفعت جويى و حرص مال اندوزى و ثروت و قدرت هدف اصلى زندگى شده است. در واقع جامعه اى كه اصول آن اكتساب، بهره جويى و مالكيت است نوعى منش اجتماعى به وجود مى آورد كه به سمت «داشتن» متوجه است. وى هدف اين جامعه را مطلقاً كسب ثروت و سودجويى مى داند كه در آن شكل و جهت گير ى بودن به ندرت به چشم مى خورد. بيشتر مردم در اين جامعه «داشتن» را طبيعى ترين شكل هستى تلقى مى كنند و حتى آن را تنها راه قابل قبول زندگى مى دانند. اين برداشت سبب شده كه درك و فهم ماهيت بودن براى مردم دشوار شود و حتى متوجه نشوند كه «داشتن» فقط يكى از جهت گيرى هاى ممكن است. اما مقصود فروم از «داشتن» و بديل آن، يعنى «بودن»، چيست از نظر فروم، «داشتن» و «بودن» دو شرط اساسى تجربى هستند كه نيروهاى آنها تفاوت ميان منش هاى افراد و انواع مختلف را تعيين مى كند. به ديگر سخن، وى با اين دو اصطلاح به دو شرط اساسى هستى، دو جهت گيرى مختلف نسبت به خود و جهان و منش هاى مختلف كه مشخص كننده ميزان جامعيت تفكر، احساس و عمل شخص است اشاره مى كند. «داشتن» به اشيا اشاره مى كند كه ثابت و توصيف كردنى هستند. ماهيت جهت گيرى «داشتن» ناشى از ماهيت دارايى شخص است؛ در اين شكل هستى آنچه مهم و مورد نظر است به دست آوردن ثروت و حق نامحدود نگهداشتن آن است و لاغير. در اين جهت گيرى آدمى پايبند و تخته بند چيزهايى است كه درگذشته اندوخته و به دست آورده است: پول، زمين، موقعيت اجتماعى و./.؛ به طورى كه شخص ايمنى و هويت خود را با چنگ زدن و در آويختن به آنچه دارد، با پايبند شدن به نفس و مايملك خود به دست مى آورد؛ به تعبير ديگر در نگرش «داشتن» آدمى با آنچه دارد تعريف مى شود نه با آنچه هست؛ جهت گيرى «داشتن» و رويه متمركز بر دارايى وسود الزاماً ايجاد هوس مى كند، در واقع، نياز به قدرت.... آرزو و هوس داشتن و دارايى شخصى موجد تمايل به اعمال زور جهت ربودن ـ آشكار يا نهانى ـ اموال ديگران است. اما برخلاف جهت گيرى «داشتن»، جهت گيرى «بودن» به تجربه اشاره مى كند و تجربه انسان در اصل قابل توصيف نيست. «بودن» آن نوع موجوديتى است كه در آن حالت كسى نه چيزى «دارد» و نه «حرص و آز» داشتن بر او مسلط است، بلكه شادمان است، استعدادهاى خود را به طور بهره ور به كار مى گيرد، با جهان يكى است؛ «بودن» فقط در «اينجا و اكنون» وجود دارد؛ «بودن» يعنى فعاليت بارور و پرثمر داشتن (البته نه فعاليت امروزى كه فقط در اشتغال به كارى خلاصه مى شود)؛ فعاليتى كه در خروج از خويش و ترك خويشتن بينى و از ميان برداشتن ميل «داشتن» شكل مى گيرد (از ميان برداشتن ميل «داشتن» شرط هرنوع فعاليت و ميل بارور باطنى است و شرط اوليه آن پيروزى بر تمام اشكال خودپسندى و حرص و ولع است)؛ در جهت گيرى «بودن» آدمى با آنچه هست و مى كند تعريف مى شود نه با آنچه دارد؛ به گفته فروم فرمول هويت مصرف كنندگان امروز اين است: من هستم = آنچه دارم و آنچه مصرف مى كنم. ظهور «بودن» منوط به ميزان كاهش «داشتن» است؛ يعنى ترك به دست آوردن ايمنى و هويت با چنگ زدن و درآويختن به آنچه داريم و ترك پاى بندى به نفس و مايملك خود؛ «بودن» مستلزم ترك خودبينى و خودپسندى است، همان كه در اصطلاح صوفيه نفى خويشتن و تهى ساختن «خود» و «فقر» ناميده مى شود.

همين جهت گيرى «داشتن» است كه سبب شده كه امروزه تأكيد بر مصرف باشد نه نگهدارى. بدين سان «دورانداختن» جاى «نگهداشتن» را گرفته است. كالاى خريدارى شده پس از آنكه مدتى مورد استفاده قرار گرفت، به اصطلاح دل صاحبش را مى زند و شخص مى خواهد به هر نوعى كه شده از دست آن خلاص شود و نوع تازه اى بخرد. به دست آوردن يا داشتن و به كاربردن زودگذر به دور انداختن و به دست آوردن مجدد فراگرد مدار خريد مصرف كننده امروزى است كه در حقيقت معتقد است «تازه زيبا است». كوتاه سخن آنكه مصرف نوعى از «داشتن» است و شايد مهمترين نوع آن. فروم مى نويسد: «ترديدى نيست كه صنعت نياز مى آفريند و سپس در پى برآوردن آن برمى آيد. در واقع اگر صنعت بخواهد در نظام امروزى زنده بماند بايد نيازها را تأمين كند، زيرا ايجاد و تحصيل سود شرط بقاى آن است. سيستم اقتصادى كنونى امروز بر حداكثر توليد و حداكثر مصرف استوار است. «همچنين وى اين نقد را به جامعه امريكا دارد كه اين جامعه نه تنها كالا بلكه نياز هم توليد مى كند». مى پرسيد چگونه مردم همواره نيازهايى داشته اند؛ بايد بخورند و بياشامند، مى خواهند در خانه هاى زيبا و راحت زندگى كنند... اما اگر نگاهى به اطراف خود بيندازيد اهميت و تأثير تبليغات را خواهيد ديد. ديگر به ندرت خواست و آرزو از درون بر مى خيزد. بلكه آن را در بيرون به وجود آورده و پرورش مى دهند. حتى كسى هم كه ثروتى دارد و به اصطلاح دستش به دهنش مى رسد نيز در برابر تبليغات و آگهى هاى مربوط به كالاهاى گوناگون خود را بى چيز و فقير مى بيند». اين در حالى است كه انسان فقط بايد طالب «داشتن» براى «زيستن» باشد. «داشتن» براى زيستن با «بودن» تعارضى ندارد. اين نوع «داشتن» عاقلانه و عادلانه است. فـروم در به نام زندگى مى گويد: «من بر اين باورم كه انسان هنگامى خودش است كه نيروهاى درونى خود را به كار گيرد. و اگر زندگى اش به جاى «بودن» در «داشتن» و مصرف خلاصه شود به پستى خواهد گراييد، تبديل به شىء خواهد شد و روزگارى رنج آور و خالى از لطف و صفا خواهد داشت. شادى حقيقى با فعاليت حقيقى به دست مى آيد، و فعاليت حقيقى يعنى پرورش و به كار بردن نيروهاى انسانى.

اگر زندگى در مسير مصرف بيفتد جوى آكنده از زيادت و بيزارى به وجود مى آورد. اين مسئله با بحرانى كه جهان غرب را در برگرفته است رابطه نزديكى دارد». به رأى وى افزايش بى حد مصرف، انسانى به بار مى آورد كه به يك آرمان دل مى بازد، كه در واقع دين تازه اى است. بهشت او نه مانند بهشت اديان آسمانى كه نويد برخوردارى از نعمت هاى آن جهانى در آنجا داده شده است، بلكه سوپر ماركت بزرگى است كه همه چيز در آن يافت مى شود و او با جيب پر پولش مى تواند بيشتر از همسايه اش خريد كند. ارزش چنان انسانى نزد خودش معادل دارايى است و اگر مى خواهد بهترين باشد بايد بيشترين ثروت را داشته باشد، فروم معتقد است با اين برداشت در چنان نظام اقتصادى گرچه مردم زيادى بيشتر از مصرف خود دارند اما بازهم احساس ندارى مى كنند زيرا نمى توانند با توليد انبوه همگام شوند. اين وضع انفعال، حسد و حرص و آز را افزايش مى دهد، و سرانجام نوعى حس ضعف باطنى و عدم قدرت و نفوذ و خود كم بينى توليد مى كند و انسان شخصيت خود را در آنچه دارد مى داند نه در آنچه هست.

 

منبع: روزنامه ي ايران

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در جمعه هجدهم مرداد 1387  |
 گراندکانیون ایران غرق می‌شود

گراندکانیون ایران غرق می‌شود

 

مي‌خواهند گراندكانيون ايران را نابود كنند. بيژن فرهنگ دره‌شوري با بيان اين جمله، خبر از فاجعه‌اي مي‌دهد كه درصورت وقوع، يكي از زيباترين بخش‌هاي طبيعت ايران را تخريب مي‌كند.

براساس اين خبر قرار است روي تنگه هايقر در فيروز‌آباد فارس كه به خاطر ديواره‌ها و عمق زياد دره از آن به‌عنوان گراند‌كانيون ايران ياد مي‌شود، سد احداث كنند.اين در حالي است كه به گفته اين كارشناس برجسته محيط زيست از ماه‌ها پيش گروه‌هاي متعددي به ايران آمده و در تعامل با كارشناسان داخلي، مطالعات گسترده‌ جانور شناسي و زمين شناسي منطقه را آغاز كرده‌اند با اين هدف كه اين منطقه به‌عنوان يكي از ژئو‌پارك‌هاي ايران در يونسكو ثبت شود. دره‌شوري در گفت‌و‌گو با همشهري افزود: در حالي كه همه چيز براي ثبت اين بخش از طبيعت بي‌نظير ايران در يونسكو فراهم شده‌، ناگهان با خبر مي‌شويم وزارت نيرو مي‌خواهد روي تنگه هايقر سد بسازد.اين در حالي است كه ۳۰ كيلومتر بالاتر سدي در دست ساخت است و با زدن سد جديد چندان عرصه ای برای دستیابی به حوزه آبگیر جدید ایجاد نمي‌شود.

به گفته وي براي احداث سد روي تنگه هايقر يا مطالعات ارزيابي صورت نگرفته يا شركتي كه اين مطالعات را انجام داده ضعيف و فاقد صلاحيت لازم بوده‌است. اگر غيراز اين است نتيجه ارزيابي‌ها را در رسانه‌ها اعلام کنند تا نگراني‌ها برطرف شود. دره‌شوري تاكيد مي‌كند اين نخستين بار نيست كه در كشور بدون مطالعه اساسي سدي ساخته مي‌شود. بارها طبيعت ايران قرباني ارزيابي سد‌سازي‌ شده‌است.

نمونه آن احداث سد در كريت طبس است كه بيش از ۱۰ ‌سال از افتتاح آن مي‌گذرد اما طي همه اين سال‌ها حتي يك قطره آب هم پشت اين سد جمع نشده‌است؛ به‌طوری که مردم منطقه، كف سد مشغول كشاورزي هستند.نكته اسفبار اينكه زير اين سد اولين سد قوسي جهان ساخته شده در عهد ساسانيان هنوز پا برجاست؛ سازه‌اي كه از افتخارات معماري ايران محسوب مي‌شود.بر اين اساس بايد كساني كه سد كريت و امثال آن‌را ارزيابي، طراحي و احداث كرده‌اند، محاكمه علني شوند تا بيش از اين طبيعت ايران دستخوش تخريب‌هاي ناشي از نسنجيدگي نشود.

 

منبع: همشهري آنلاين

 

 

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387  |
 هجوم دوباره خزر به ساحل

 

رئيس سازمان حفاظت محيط زيست كشور نسبت به بالا آمدن سطح آب درياي خزر هشدار داد.

از طرفي استاد دانشكده جغرافياي دانشگاه تهران با تاييد اين خبر اعلام كرد: نوسانات آب درياي خزر، امري طبيعي است كه هر 20 الي 25 سال اتفاق مي‌افتد، اما نمي‌توان زمان دقيق آن را پيش‌بيني و اعلام كرد.محمد تقي رهنمايي تصريح كرد: تقريبا از 146 سال پيش، كشور روسيه سطح نوسان آب درياي خزر را مورد مطالعه قرار داده و اندازه‌گيري كرده است.بر پايه اين مطالعات مشخص شد كه آب درياي خزر در فاصله زماني 20 الي‌25 سال بالا آمده يا پايين مي‌رود.به گفته اين استاد دانشگاه اين اتفاق فرآيندي طبيعي است و تابعي از فعاليت‌هاي اقليمي و طبيعي و زيست محيطي منطقه است.رهنمايي با اعلام اينكه درياي خزر مثل درياهاي آزاد جزر و مد ندارد، گفت: اين بالا و پايين رفتن آب درياي خزر، ريتمي مشخص دارد، اما اينكه در چه زماني رخ دهد، قابل پيش‌بيني نيست.در دهه 70 آب درياي خزر بالا آمد و بسياري از ويلاها و ساختمان‌هاي نزديك ساحل را به كام خود كشيد و پس از چند سال دوباره روندي نزولي داشت و به حالت قبل بازگشت.رهنمايي در ادامه خاطرنشان ساخت: اين اتفاق سال‌ها پيش افتاد اما بايد بپذيريم كه اين امري طبيعي است و هر 25 سال يا كمتر مشاهده مي‌شود.استاد دانشكده جغرافياي دانشگاه تهران با اشاره به ساخت جزاير مصنوعي در بخش شمالي درياي خزر، اعلام كرد: مسلما اين جزاير كه عمدتا به‌صورت جزاير شناور هستند نمي‌توانند مشكلي اساسي و عاملي براي اين موضوع محسوب شوند.حتي حفاري‌هاي مختلف در درياي خزر نيز نقشي ندارد. ما بيش از هرچيز بايد نگران فاضلاب‌ها و مواد آلاينده‌اي باشيم كه روانه آب‌هاي درياي خزر مي‌كنيم.رهنمايي با اعلام هشدار نسبت به اين موضوع گفت: مواد آلاينده مسلما اقليم و محيط زيست درياي خزر را به مخاطره مي‌اندازند و آسيب جدي به اقليم خرد منطقه وارد مي‌كنند

 اشغال ساحل خزر توسط انسان

يك كارشناس اقليم و محيط زيست با اشاره به بالا آمدن آب درياي خزر به‌عنوان يك پديده طبيعي، گفت: بايد توجه داشت كه در هر رفت و برگشت آب درياي خزر، به واقع سطح آب در هنگام بالاترين مد به بستر اصلي و طبيعي خود رسيده و در بازگشت به بستري موقت مي‌رسد.وي احترام به حريم دريا را خواستار شد و افزود: آنچه ما بين جاده ساحلي و ساحل خزر وجود دارد، بستر طبيعي و واقعي خزر بوده كه به‌صورت نادرست و غيرمنطقي توسط انسان اشغال شده‌است. وي در ادامه اظهار داشت: ايران تنها كشور جهان است كه در آن اجازه داده مي‌شود با وجود همه مشكلات زيست محيطي و خطرات طبيعي، بستر دريا مورد هجوم ساخت و ساز قرار گيرد.او چاره اين مشكل را رها‌سازي‌ ساحل دانست و افزود: آزاد‌سازي‌ ساحل خزر در حد فاصل جاده ساحلي تا لبه مد دريا، مهم‌ترين كاري است كه مي‌توانيم در برابر اين پديده طبيعي انجام دهيم.

 

منبع: همشهري آنلاين

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در پنجشنبه دوم خرداد 1387  |
 سد های پلاستیکی

سد های پلاستیکی

 

مقدمه:

 

تکنولوژی نسبتاً جدیدی که برای مهار آبهای سطحی به کار گرفته شده است تکنولوژی ساخت سدهای لاستیکی می باشد . قبل از این نوع سدها برای مهار و هدایت آب به سوی زمینهای وسیع و آبروها ، از دریچه های فولادی و تخته های چوبی استفاده می شد که در جلوی دریچه ها قرار می گرفت تا آب با فشار بیشتری جریان داشته باشد . در این کار نیز به نیروی انسانی نیاز بود و اگر در باز کردن این دریچه ها تأخیری روی می داد سیل ایجاد می شد و دریچه را با خود می   برد.                                                                                                                   

ایده استفاده از سدهای لاستیکی اولین بار در سال 1950 توسط «ایمبرسون» مطرح شد . در سال 1965 اولین سد لاستیکی بادی در ژاپن برای ذخیره سازی آب به بهره برداری رسید .هم اکنون در حدود 100 سد لاستیکی در آمریکای شمالی ، بیش از 1000 سد لاستیکی در ژاپن و خاور دور ، و در مجموع 2600 سد در نقاط مختلف جهان به طور موفقیت آمیز در دست بهره برداری میباشند.

 

کاربرد ها و مزایای سدهای لاستیکی                                          

 

۱:کنترل سیلابها و تنظیم جریان رودخانه :                                  

 

این کار نوسط دستگاههای الکترونیکی در اتاق کنترل و به طور خودکار انجام می گیرد . پایی آمدن رقوم سطح آب از یک سطح مشخص به معنای پایان سیلاب است ، که در این صورت دستگاه الکترونیکی کنترل ، دستور افراشتن سد را اعلام می دارد که با این اعلام کمپرسور هوا به کار افتاده و سد را باد میکند .

 

۲:کنترل رسوب رودخانه :

 

از آن جا که سکوی بتنی محل استقرار سد لاستیکی ، در کف رودخانه و هم تراز با بستر آن کار گذاشته می شود ، در هنگام خواباندن سد ، شرایط رودخانه مانند شرایط قبل از احداث سد لاستیکی است . این ویژگی باعث می شود که پشت سدهای لاستیکی را رسوب پر نکند ، زیرا در هنگام وقوع سیل که بیشترین بار رسوب گذاری رودخانه است ، سد به صورت اتوماتیک به حالت خوابیده در می آید و رودخانه شرایط طبیعی پیدا می کند .

 

موارد استفاده از سدهای لاستیکی :

 

1. کنترل سد و حفاظت ساحلی در برابر فرسایش .

2. نصب بر روی بندها و سدها به منظور افزایش ارتفاع آنها و کمک به تولید برق .

3. کاهش آلودگی آب .

4. افزایش ظرفیت ذخیرة سدها .

5. مسائل تفریحی از قبیل شنا ، قایق رانی ، ...

6. جلوگیری از نفوذ آب شور دریا به هنگام مد به ساحل .7. ...

 

مزایای اقتصادی سدهای لاستیکی نسبت به موارد جایگزین: 

 

از جمله مزایای اقتصادی این سد ها نسبت به موارد جایگزین شده عبارتند از :

1. سدهای لاستیکی به فونداسیون پیچیده ای نیاز ندارند .

2. این سد ها می توانند تا دهانه ای به طول 100 متر اجرا شوند .

3. این سدها به حداقل حفاظت و نگهداری نیاز دارند . قسمت عمدة تعمیرات مربوط به سیستمهای مکانیکی سد می باشد . تعمیر و نگهداری بدنة سد نیز شباهت بسیاری به تعمیر لاستیک اتومبیل دارد و در صورت سوراخ شدن بدنة سد آن را مانند لاستیک اتومبیل پنچر گیری می کنند .

4. انعطاف پذیری سد در مقابل زلزله .

5. نصب و ساختن بسیار سریع .

اجرای سدهای لاستیکی :

 

سدهای لاستیکی از یک تیوپ هوا که به یک بستر متصل می شود تشکیل شده است ، انواع قدیم سدهای لاستیکی FABRI DAM نامیده می شد که به در آنها مخلوط آب و هوا برای متورم کردن تیوپ استفاده می شد ، در حال حاضر از سدهایی به نام INFLATABLE DAM استفاده می گردد یعنی سدهایی که قابل باد شدن می باشند .

ساختمان سدهای لاستیکی را می توان متشکل از سه بخش دانست :

1. بدنة سد ( RUBBER DAM BODY )

2. بستر سد و تجهیزات مهار

3. سیستم کنترل و بهره برداری

 

منبع: ار اين وبلاگ

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در یکشنبه هجدهم فروردین 1387  |
 سخني از داگلاس نورث برنده نوبل اقتصاد 1993

سخني از داگلاس نورث برنده نوبل اقتصاد 1993

 

براي فهم اينكه كشوري توسعه‌يافته يا در حال توسعه است، نيازي به اندازه‌گيري درآمد ملّي يا سرانه نيست.كافي‌است به دبستان‌ها برويم و به روان‌شناسي آموزش كودكان توجه كنيم. نطفه‌هاي توسعه در دبستان‌ها بسته مي‌شود، نه در آزمايشگاه‌ها. اين انسان‌ها هستند كه سرمايه را بارور، فناوري را ابداع و طبيعت را تسخير مي‌كنند. لذا انساني قدرت نوآوري و خلاقيت دارد كه شخصيت او در دوران كودكي با اين مفاهيم خو گرفته باشد.كودكي كه فقط آموخته است تقليد كند، چشم بگويد، منفعل باشد، ساكت بماند و خطوط قرمز را رعايت كند، چگونه مي‌تواند در عرصه توليد، دانش و فناوري، پيشتاز، خلاق، نوآور و مرزشكن باشد؟ سرمايه‌هاي ما در چاه‌هاي نفت يا در بانك‌ها نيست، سرمايه‌هاي ما در دبستان‌ها نشسته‌اند، با آنان چه مي‌كنيم؟

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386  |
 آلوده‌ترين شهرهاي جهان اعلام شدند

آلوده‌ترين شهرهاي جهان اعلام شدند

 

يك گروه مستقل مدافع محيط زيست در آمريكا فهرستي از آلوده‌ترين شهرهاي جهان را منتشر كرد. به گزارش پايگاه اينترنتي " بي.بي.سي" ، در صدر فهرستي كه توسط موسسه "بلك اسميت" منتشر شده ، نام شهرهايي در روسيه، چين، هند، پرو، زامبيا و برخي كشورهاي عضو اتحاد جماهير شوروي سابق ديده مي‌شود. براساس گزارش موسسه " بلك اسميت" ، آلودگي شديدي كه عمدتا توسط صنايع مواد شيميايي، فلزات و معادن ايجاد مي‌شود، زندگي تقريبا ۱۲ميليون نفر را تحت تاثير قرار داده است. در گزارش اين موسسه از بيماري‌هاي مزمن و مرگ زودرس بعنوان تبعات زندگي در چنين شرايطي نام برده شده است.اين گزارش سالانه كه نخستين بار در سال ۲۰۰۶منتشر شد ، نام شهرها بر اساس حروف الفبا مرتب شده است و هيچ گونه رده بندي بر اساس ميزان آلودگي اين شهرها صورت نگرفته است.موسسه"بلك اسميت" دليل اين مسئله را تفاوت موجود در جمعيت و ذات آلودگي نقاط مختلف عنوان كرده است.

شهر "تيان يينگ" چين، از جمله نقاطي است كه در سال ۲۰۰۷به اين فهرست اضافه شده است. اين شهر به واسطه وجود يك مركز عظيم توليد سرب، ۱۴۰هزار نفر بطور بالقوه در معرض مسموميت با ذرات سرب معلق در هوا هستند.

بر اساس گزارش موسسه بلك اسميت ، در شهر"سوكيندرا" در هند ۱۲معدن كه بدون وجود نظارت‌هاي محيط زيستي فعاليت مي‌كنند، مواد شيميايي خطرناكي را به شكل گاز در هوا پراكنده مي‌كنند. در اين گزارش به شهر "سومقاييت" جمهوري آذربايجان هم اشاره شده كه از مراكز صنعتي اتحاد جماهير شوروي پيش از تجزيه محسوب مي‌شد. در گزارش‌ها آمده‌است كه نرخ سرطان دراين شهر ۵۱درصد بيشتر از ميانگين نرخ سرطان در كشور آذربايجان است، و تغييرات ژنتيكي و تولد كودكان با نقص عضو و نارسايي از موارد رايج در اين شهر به شمار مي‌رود.

"ريچارد فولر" مدير موسسه بلك اسميت گفت: "واقعيت اين است كه در اين نقاط آلوده ، كودكان بيمار مي‌شوند و در حال مرگ هستند و حل مشكل ، كار پيچيده‌اي نيست." فولر ادامه داد:"امسال توجه رسانه‌ها به‌آلودگي بيشتر شده، اما اقدامات چنداني براي ايجاد صندوق‌هاي حمايتي يا برنامه‌هاي حمايتي جديد انجام نشده است و بايد كاري صورت گيرد."  

منبع: ايرنا

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در جمعه بیست و ششم بهمن 1386  |
 بازي خودروسازان در فصل آلودگي هوا و بازار آخر سال

بازي خودروسازان در فصل آلودگي هوا و بازار آخر سال

 

افزايش غيرمنطقي قيمت خودروهاي توليد داخل در ايام بيشينه آلودگي هوا (ماه‌هاي دي و بهمن) شبهه تكرار ترفندهاي معمول براي كاهش فشار رسانه‌ها بر خودروسازان داخلي را  ايجاد كرده است.درحالي‌كه هفته پيش مديرعامل شركت كنترل كيفيت هوا از افزايش نگران‌كننده آلاينده‌هاي مولد سرطان خون در هواي تهران خبر داده و رئيس راهنمايي و رانندگي از شمار فزاينده مرگ و مير در تصادفات رانندگي به‌واسطه عدم تجهيز خودروهاي توليد داخل به ترمز ABS ابراز نگراني كرده بود، طي هفته‌هاي گذشته شاهد افزايش قيمت خودرو بوده‌ايم.كارشناسان مهم‌ترين عامل اين افزايش را احتمال كاهش عرضه اعلام كرده‌اند؛ روشي كه مسبوق به سابقه بوده و معمولا در اوايل زمستان رخ مي‌دهد. به‌طور معمول با افزايش آلودگي هواي تهران در اين ايام، فشار رسانه‌اي به خودروسازان داخلي افزايش يافته و زمزمه‌هاي كاهش تعرفه واردات خودرو نيز از سوي نهادهايي همچون مجلس شوراي اسلامي مطرح مي‌شود اما واحدهاي رسانه‌اي خودروسازان كه طيفي گسترده از روزنامه‌نگاران حوزه‌هاي اقتصادي و حتي مديران مطبوعاتي سابق كشور را در اختيار دارند، براي عبور موفق از بحران هميشگي فصل آلودگي هوا، ترفند كاهش عرضه، اعلام اخبار اغراق‌آميز درباره رقابت ايران با خودروسازان بين‌المللي و آمارسازي درباره ميزان شاغلان اين صنعت را در پيش مي‌گيرند.گزارش خبرنگار ما حاكي است درحالي‌كه طي 2 ماه اخير قيمت خودرو سير صعودي داشته اما در همين مدت خودروسازان از پرداخت بدهي‌هاي خود به برخي قطعه‌سازان خودداري كرده‌اند و شماري از اين واحدهاي توليدي به همين خاطر دچار مشكل شده‌اند. بدهكاري به قطعه‌سازان با وجود افزايش قيمت خودرو، عاملي است كه شبهه‌تعمد در كاهش عرضه خودرو را به ذهن متبادر مي‌كند.همچنين تعمدي در كاهش عرضه نمي‌تواند به دليل عرضه خودرو در پايان سال  و آستانه نوروز با قيمت بالاتر يا عرضه خودروهاي سال 86 بعد از نوروز به عنوان خودوري مدل سال 87 ‌باشد.متأسفانه تلاش‌هاي خبرنگار ما براي كسب اطلاعاتي در اين زمينه از وزارت صنايع به جايي نرسيد. هرگونه ارائه آمار در اين زمينه صرفا توسط  خودروسازان صورت مي‌گيرد و تاكنون هيچ نهاد پژوهشي مستقلي، گزارشي درباره ابعاد واقعي بازار خودرو در ايران منتشر نكرده است.براساس طرح جامع كاهش آلودگي هواي تهران، سالانه بين 7 تا 9 هزار شهروند تهراني به‌‌خاطر آلودگي هوا جان خود را از دست مي‌دهند و 80 درصد  آلودگي هواي تهران نيز به اين دليل است كه  شهروندان مجبورند از خودروهاي غيراستاندارد و آلاينده توليد داخل استفاده كنند.

 

منبع: همشهري آنلاين

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در جمعه بیست و ششم بهمن 1386  |
 ‌آغاز موج دوم افزايش جمعيت

هشدار كارشناسان درباره

‌آغاز موج دوم افزايش جمعيت

نرخ رشد جمعيت ايران با 2 دهم درصد افزايش به 6/1 درصد رسيده است.‌به گزارش خبرنگار ما به نقل از مركز آمار براساس نتايج سرشماري سال گذشته نرخ باروري افزايش يافته و تعداد نوزادان متولد شده در سال به يك ميليون و 300 هزار رسيده است.‌همچنين براساس آمار سازمان ثبت احوال در 9 ماهه اول امسال 961‌هزار و 421 نوزاد در كشور متولد شده كه اين رقم نسبت به مدت مشابه پارسال از رشد چشمگير 35/2‌درصدي برخوردار شده است. همچنين ميزان واقعه ازدواج نيز طي همين مدت با 7/8 درصد رشد به 672 هزار و 719 مورد بالغ شده كه نشان مي‌‌دهد جمعيت جوان بسرعت درحال وارد شدن به سن ازدواج و تجديد نسل است.‌كارشناسان معتقدند موج دوم افزايش جمعيت آغاز شده و دولت بايد بويژه در برنامه پنجم توسعه طرحهاي گسترده‌اي براي كاهش دامنه آن به اجرا گذارد.‌به عقيده اين كارشناسان اگرچه طي دو دهه اخير بسياري از شاخص‌هاي جمعيتي از جمله اميد به زندگي بهبود يافته اما رشد بالاي جمعيت همچنان مشكلي اساسي پيش‌روي توسعه كشور است.‌

دكتر محمد ميرزايي رئيس انجمن جمعيت‌شناسي ايران در گفتگو با خبرنگار ما گفت: اكنون جمعيت متولد دهه اول انقلاب (موج اول) به سن تجديد نسل رسيده و به همين دليل موج دوم افزايش جمعيت آغاز شده است.‌وي گفت: دولت بايد براي پيامدهاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي رشد جمعيت برنامه‌ريزي كند و همزمان به تلاش براي كنترل اين رشد ادامه دهد.‌به گفته دكتر ميرزايي در شرايط فعلي رشد جمعيت بالاي نيم درصد براي توسعه كشور مضر است و در بلندمدت سبب انفجار جمعيتي مي‌‌شود.‌

رئيس انجمن جمعيت‌شناسي ايران با اشاره به برخي ديدگاهها در مورد اينكه جمعيت ايران به سمت پير شدن حركت مي‌ كند اين ديدگاهها را غيرواقعي دانست و گفت: هم‌اكنون مساله ما جواني جمعيت است و بايد براي كنترل جمعيت برنامه‌ريزي كنيم و اساساً بحث پيري جمعيت براي ايران بسيار زود و نابهنگام است.‌وي تاكيد كرد حتي در صورتي كه رشد جمعيت بسيار كند شود چند دهه طول مي‌‌كشد تا عوارض پيري جمعيت نمودار گردد.‌وي سياست هاي كنترل جمعيت كه طي سالهاي گذشته اتخاذ شده خوب ولي ناكافي دانست و گفت: در كنترل ميزان مواليد بايد به تفاوت‌هاي مناطق مختلف كشور توجه كرد بدين معنا كه خصوصيات دموگرافيك (جمعيتي) مناطق مختلف‌كشور بايد گرايش به همگرايي داشته باشد حال آنكه اكنون رشد جمعيت در مناطق كمتر توسعه يافته كشور بسيار بالاتر از مناطق توسعه‌يافته‌تر است.‌وي تاكيد كرد به رغم همه مشكلات و نارسايي‌ها، شاخص‌هاي جمعيت كشور بهبود يافته و ميزان مرگ و مير نوزادان به 30 در هزار تنزل كرده است اما نبايد از نظر دور داشت كه شاخص‌هاي جمعيت كشور براي همه نواحي اعم از شهري و روستايي بايد با سرعت بيشتري بهبود يابد.‌دكتر ميرزايي مهمترين اين شاخص‌ها را نرخ باروري، نرخ رشد جمعيت، نرخ مرگ و مير، نرخ مرگ و مير نوزادان و مادران دانست.‌دكتر ميرزايي افزود: اساساً رشد جمعيت در صورتي كه بيش از نيم درصد باشد در آينده منجر به پديده انفجار جمعيت مي‌‌شود حال آنكه رشد جمعيت ايران بيش از 5/1 درصد است.‌

دكتر حبيب‌الله زنجاني استاد جمعيت‌شناسي دانشگاه تهران نيز در گفتگو با خبرنگار ما ضمن تاكيد براينكه رشد جمعيت كشور برغم اقدامات صورت گرفته در 15 سال گذشته همچنان بالاست خاطرنشان كرد: متاسفانه براي نيازهاي آتي جمعيت فعلي كشور نيز پيش‌بيني‌هاي لازم صورت نگرفته است.‌وي گفت: سياست جامع جمعيتي بايد توام با نگرش برنيازهاي اصلي مردم اعم از مسكن، اشتغال، تحصيل و تامين اجتماعي باشد.‌به گفته دكتر زنجاني كشور فاقد طرح جامع جمعيتي است و اگرچه اين طرح در پيش‌نويس قانون برنامه چهارم توسعه پيش‌بيني شده بود، اما از پيش‌نويس حذف شد.‌به گفته وي براي رسيدن به توسعه پايدار نيازمند سياست جامع و همه‌جانبه جمعيتي و آمايش سرزمين هستيم.‌

 

منبع : روزمامه اطلاعات مورخه 3/11/1386

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در چهارشنبه سوم بهمن 1386  |
 سطح آب درياي مديترانه به سرعت در حال بالارفتن است

سطح آب درياي مديترانه به سرعت در حال بالارفتن است

 

محققان در اسپانيا مي‌گويند سطح درياي مديترانه به سرعت در حال افزايش است و اگر روند گرم شدن هوا تغيير نكند، ظرف پنجاه سال آينده آب اين دريا مي‌تواند نيم متر ديگر بالا رود و اين امر رويدادهايي "فاجعه‌آميز" در پي خواهد داشت.

به گزارش خبرگزاري فرانسه از مادريد، در يك مطالعه كه توسط موسسه اقيانوس شناسي اسپانيا انجام شده، آمده است " حوزه مديترانه از دهه ۱۹۷۰ با افزايش قابل‌توجهي در دماي آب و هوا و از دهه ۱۹۹۰با بالا آمدن سريع سطح آب روبرو شده است."

طبق اين گزارش، سطح آب مديترانه از ابتداي دهه ۱۹۹۰به ميزان ۲/۵تا ده ميليمتر در سال بالا آمده و اين بدان معناست كه چنانچه اين روند همچنان ادامه يابد، سطح آب مي‌تواند ظرف ۵۰سال آينده به ميزان ۱۲/۵تا ۵۰ سانتيمتر افزايش يابد.

موسسه اقيانوس شناسي اسپانيا كه بخشي از وزارت علوم اين كشور است، در گزارش خود گفت "بالا آمدن آب، حتي به ميزان جزيي، براي نواحي ساحلي پست پيامدهايي بسيار جدي دارد و چنانچه افزايشي به ميزان نيم متر صورت گيرد، عواقب آن "فاجعه‌آميز" خواهد بود."

در اين گزارش ضمن اشاره به اين كه دماي آب در آب هاي مديترانه‌اي اسپانيا از دهه ۱۹۷۰تاكنون حدود ۰/۱۲تا ۰/۵۰درجه سانتيگراد افزايش يافته، آمده است شايد اين افزايش به نظر اندك باشد اما بايد توجه داشت كه افزايش دماي آب ولو به ميزان جزيي، به اين معناست كه آب مقادير بسيار زيادي حرارت جذب كرده است.

اين مطالعه ضمن تاكيد بر جهاني بودن پديده گرمايش زمين، به افزايش شوري آب مديترانه اشاره كرده و يكي از دلايل آن، كاهش بارندگي در اين دريا ذكر كرده است.

هيات بين‌دولتي تغييرات آب و هوايي ((IPCCكه برنده جايزه نوبل شد، سال گذشته گزارش داد كه سطح آب درياها از سال ۱۹۰۰تا ۲۰۰۶به ميزان ده تا ۲۰سانتيمتر بالا آمده است.

اين هيات پيش بيني مي‌كند كه تا سال ،۲۱۰۰عمدتا در نتيجه انبساط آب بر اثر حرارت، سطح درياها "حداقل" ۱۸سانتيمتر بالا خواهد آمد. اما اين نهاد به "حداكثر" اين افزايش سطح اشاره نكرده كه يكي از دلايل اصلي اين امر، مطمئن نبودن از ميزان ذوب يخ‌هاي قطب جنوب و گرينلند است.

 

منبع: ايرنا

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در شنبه بیست و نهم دی 1386  |
 در انتظار دستیابی به منابع قطب شمال

در انتظار دستیابی به منابع قطب شمال

 

نقشه سياسي قطب شمال

یخ‌های قطب شمال به تدریج ذوب می‌شوند و روزی خواهد رسید که از آن دیگر اثری نخواهد ماند. کسی به درستی نمی‌داند، این روند چند سال طول می‌کشد، اما آنچه که برای همه محرز است این است که قطب شمال روزی به دریا تبدیل می‌شود. 

در حالی که فعالان محیط زیست در تکاپوی آهسته‌تر کردن این روند هستند، پنج کشور بی‌صبرانه انتظار چنین روزی را می‌کشند، روزی که از یخ‌های قطب شمال اثری نباشد و گنجینه‌ای که در زیر آن نهفته است به بیرون راه یابد، گنجینه‌ای از مواد سوختی و کانی که روسیه، کانادا، آمریکا، دانمارک و نروژ رؤیای دستیابی به آن را هم‌اینک در سر می‌پرورانند.  

محققان روسی تخمین می‌زنند که ۱۰ میلیارد تن نفت و گاز در زیر پشته‌ی لومونوسوف که زنجیره‌کوه‌هایی در زیر دریا است، نهفته است. پشته‌ی لومونوسوف ۲۰۰۰ کیلومتر طول دارد، در زیر قطب امتداد یافته و سیبری شرقی را به گروئنلند پیوند می‌دهد. کارشناسان آمریکایی نیز برآورد کرده‌اند که یک چهارم مجموع نفت و گاز جهان در زیر یخ‌های قطب شمال قرار دارد.  

همین برآوردها است که موجبات هم‌چشمی روسیه، کانادا، آمریکا، دانمارک و نروژ را پدید آورده. آنها در صددند، ثابت کنند بر قعر دریایی که تخمین زده می‌شود، ذخایر مهم سوختی در آن نهفته است، حقوقی دارند.

 

حقوق دریاها از دید کنوانسیون سازمان ملل

 

کنوانسیون ۱۹۸۲‌ سازمان ملل متحد مربوط به حقوق دریاها، حاکمیت کشورها بر سطح آب‌های سرزمینی را به طول ۱۲ مایل دریایی و ناحیه‌ی انحصاری اقتصادی دربرگیرنده‌ی منابع زیردریاها را تا میزان ۲۰۰ مایل دریایی (معادل ۳۶۰ کیلومتر) از کناره‌های کشور تعیین کرده است. 

هرمن رودولف کودراس از بنیاد «علوم مربوط به زمین‌ و مواد خام» در هانوفر با اشاره به همین کنوانسیون می‌گوید: «منابع زیرزمینی قطب شمال موضوعی است که آن را بیش از حد جدی گرفته‌اند. در ۲۰۰ مایل دریایی روسیه، کانادا و آمریکا مطمئنا منابع زیرزمینی مثل نفت و گاز نهفته است. اما بعید است که در مناطقی فراسوی این منطقه‌، یعنی مناطقی که تا قطب شمال امتداد دارد، منابع زیرزمینی عظیمی پنهان شده باشد.» 

به رغم این پیش‌بینی‌ها که وجود منابع عظیم زیرزمینی قطب شمال را انکار کرده یا آن را زیر سئوال می‌برند، پنج کشور همسایه‌ی قطب شمال به منطقه‌ی فراسوی ۲۰۰ مایل دریایی چشم دوخته‌اند.  

کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل، بستر دریاهایی که فراسوی حوزه‌ی صلاحیت حقوق ملی قرار گرفته را ‌«میراث مشترک بشری» می‌داند. طبق این کنوانسیون، قطب شمال در ‌آب‌های بین‌المللی واقع شده و متعلق به تمام کشورها است. بنا بر این کنوانسیون، کشورهای همسایه‌ی‌ قطب شمال تنها می‌توانند در فاصله‌ی ۲۰۰ مایل دریایی بهره‌برداری اقتصادی بکنند، تحقیقاتی انجام دهند، ماهی‌گیری کنند یا اینکه منابع زیرزمینی را مورد بهره‌برداری قرار بدهند.

 

 با وجود این روسیه در تابستان گذشته هیأتی پژوهشی را همراه با یکی از نمایندگان مجلس یا دومای این کشور، به قطب شمال فرستاد. وی که سوار بر زیردریایی اکتشافی کشورش بود، پس از درنوردیدن آبهای زیر یخ‌های قطبی، پرچم روسیه را عمود بر قطب شمال برافراشت. اما این عمل تنها توجه رسانه‌ها را برانگیخت و نتوانست بر حقوق بین‌المللی تعیین شده تأثیری بگذارد.

 

الکساندر پرولس، کارشناس حقوق دریایی‌ از دانشگاه کیل ‌آلمان، در این باره می‌گوید: «این عمل روسیه از نظر حقوقی بی‌اهمیت بود. از آنجایی که حقوق بین‌المللی تکلیف تمامی مناطق بین‌المللی را روشن کرده، هیچ کشوری در حال حاضر نمی‌تواند منطقه‌ای از دریا را اشغال کرده و با برافراشتن پرچم، آن را از آن خود بداند. این عمل امکان‌پذیر نیست. و آنچه که روسیه و دیگر کشورهای همسایه‌ی قطب شمال در تلاش اثبات آن هستند، این است که بستر دریاهای این مناطق را مانند مناطق خشک، امتداد طبیعی قلمرو کشوری‌ قلمداد کرده و به نام خود ثبت کنند.»

 

روند بهره‌برداری از منابع زیر دریاها

 

با وجود این اگر کشوری بخواهد منابع زیرزمینی دریاهایی که فراسوی ۲۰۰ مایلی‌اش قرار دارد را مورد بهره‌برداری قرار بدهد، جز این چاره‌‌ای ندارد. به همین علت است که روسیه، کانادا و دانمارک در صددند، ثابت کنند که زنجیره‌ کوه‌های زیر دریا موسوم به لومونوسوف متعلق به آنها است تا بتوانند عملیات حفاری کوه‌ها را آغاز کنند.  کودراس، در این باره می‌گوید: «حفاری در قطب شمال بسیار گران است. چرا که کشتی باید چندین روز در موقعیت ده متری بایستد و یخ با سرعتی حدود دو متر در ساعت از کنار محل حفاری عبور می‌کند.»

 کودراس خود در یکی از مأموریت‌های بین‌المللی حفاری پشته‌ی لومونوسوف حضور داشت. در این عملیات، چهار حفاری به بهای ۱۲ میلیون دلار انجام شد. عملیات در عمق ۴۰۰ متری انجام گرفت و حفاری در عمقی بیش از این امکان‌پذیر نبود. افزون بر این حفاری نه در سنگ، بلکه در لایه‌های رسوبی صورت پذیرفت. بنابراین در حال حاضر اثبات اینکه این زنجیره‌‌کوه‌ها متعلق به چه کشوری است، چندان منفعت‌ساز به نظر نمی‌رسد. 

اما فرض کنیم که یکی از کشورهای همسایه‌ی قطب بتواند، مالکیت خود بر این کوه‌‌ها را اثبات کند و فرض کنیم، پیش‌بینی کارشناسان آمریکایی مبنی بر اینکه در این مناطق منابع عظیمی از نفت و گاز وجود دارد‌، درست باشد. آیا در این صورت استخراج این منابع به صرفه خواهد بود.  

کریستین رایشرت از بنیاد علوم مربوط به زمین و مواد خام بهره‌برداری منابع زیرزمینی قطب شمال را مقرون به صرفه نمی‌داند. او در این باره خاطرنشان می‌سازد: «عمق آب‌های این مناطق حدود ۴ هزار متر است. هنوز تکنیک به اندازه‌ای پیشرفت نکرده که بهره‌برداری از این مناطق آسان باشد. نه تنها حفاری، بلکه تدابیر امنیتی و زیست‌محیطی لازم نیز بسیار گران تمام خواهد شد. اگر کسی بخواهد این منطقه را مورد بهره‌برداری قرار بدهد، باید همه چیز را محاسبه کند. باید دید بهای ذخایر به دست آمده با توجه به مخارج استخراج آن چقدر است و آیا سرمایه‌گذاری در چنین عرصه‌ای به صرفه خواهد بود یا نه. چرا که در غیر این صورت سرمایه‌گذاران بالاخره پول‌های خود را پس خواهند گرفت.»

 

 منابع: دویچه وله

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386  |
 جغرافياي ويراني

جغرافياي ويراني

از قيصر امين پور

 

دلم قلمرو جغرافياي ويراني است

هواي ناحيه ي  ما هميشه باراني است

دلم ميان دو درياي سرخ مانده سياه

هميشه برزخ دل تنگه ي  پريشاني است

مهار عقده ي آتشفشان خاموشم

گدازه هاي دلم دردهاي پنهاني است

صفات بغض مرا فرصت بروز دهيد

درون سينه ي  من انفجار زنداني است

تو فيض يک اقيانوس ، آب آرامي

سخاوتي ، که دلم خواهشي بياباني است !

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در پنجشنبه ششم دی 1386  |
 دریاچه آرال بزرگترین فاجعه زیست محیطی

 

دریاچه آرال بزرگترین فاجعه زیست محیطی

 

 

در نتیجه خشکی دریاچه آرال جزایر کوچکی در این دریا پیدا شده اند که نگرانی کشورهای آسیای مرکزی را برانگیخته است. آرال چهارمین دریاچه بزرگ جهان است که روز به روز کوچکتر می‌شود و مقدار شوری آب آن بالا می‌رود.هر سال بیش از ۲۵۰ ملیون دلار برای نجات این دریاچه هزینه می‌شود.  در اوایل این هفته همایش "بنیاد بین المللی نجات آرال" در شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان برگزار شد. کارشناسان اقدامات دولت‌های منطقه را برای نجات آرال کافی نمی‌دانند. برخی از نمایندگان دولت‌های شرکت کننده در این همایش نیز اقدامات دولت‌های منطقه را در خصوص جلوگیری از روند نابودی آرال بی ثمر دانسته‌اند. 

 

دریاچه‌ی آرال بزرگترین فاجعه زیست محیطی

 

دریاچه آرال بزرگترین فاجعه زیست محیطی در آسیای مرکزی است که هم اکنون سرچشمه بادهای مسموم شده است. آیا دریاچه آرال خشک خواهد شد و خشکی آن چه پیامدهای زیست محیطی به‌دنبال خواهد داشت؟ دولت‌های آسیای مرکزی برای نجات این دریاچه تا به‌حال چه کرده‌اند؟ در سال‌های اخیر "بنیاد بین المللی نجات آرال" تاسیس شد. این بنیاد اکنون همایشی با شرکت نمایندگان 5 کشور آسیای مرکزی و نمایندگان سازمان‌های بین المللی در شهر دوشنبه برگزار کرده است.نماینده قزاقستان در این همایش گفته است که در حال حاضر نجات آرال دشوار شده است. ریابسف، رئیس کمیته ذخائر آب وزارت کشاورزی قزاقستان گفت، در سال‌های اخیر میزان بخار شدن آب دریا افزایش داشته و شوری آب دریا بیشتر شده است. 

 

 

تغییرات آب و هوایی و آب شدن ۲۵ درصد از یخچال‌های تاجیکستان

 

برخی از کارشناسان تغییر آب و هوای آسیای مرکزی را به افزایش دمای هوا در سراسر جهان مرتبط می‌دانند. در چند سال اخیر این امر به آب شدن ۲۵ درصد یخچال‌های طبیعی تاجیکستان منجر شده است.

سلطان رحیم اف ، رئیس بنیاد بین المللی نجات آرال اعلام کرده است که این بنیاد تلاش دارد در آسیای مرکزی آب بصورت عاقلانه مورد استفاده قرار گیرد. وی افزود که در این راستا پیشرفت‌هائی نیز حاصل شده است. به گفته او: «در سال ۱۹۸۹ آرال به دو قسمت تقسیم شده بود، یعنی قسمت شمالی آن از قسمت جنوبی دریاچه جدا شده بود. در سال ۲۰۰۵ نیز سدی احداث گردید که موجب بالا آمدن سطح آب در قسمت شمالی آرال شد . در حال حاضر سطح آب در جنوب این دریاچه ۲۹ متر و در قسمت شمالی آن به ۴۲ متر می‌رسد. شوری آب دریا کاسته شده و آب به نزدیکی شهرها رسیده و مردم نیز به ماهیگیری  پرداختند.»

 

 

اختلاف میان کشورهای آسیای مرکزی و روند کند نجات آرال

 

ولی برخی از کارشناسان از جمله حاجی محمد عمراف کارشناس تاجیک معتقد است که اختلافات درمیان کشورهای آسیای مرکزی روند نجات آرال را کند کرده است و نشست‌های نوبتی نمایندگان کشورهای منطقه در سال‌های اخیر نتوانسته است مشکل آن را کاهش دهد.او در این باره خاطرنشان می‌سازد: «ما حتی تقسیم آب بین دولت‌های آسیای مرکزی را هم نمی‌توانیم حل کنیم. این برخوردها به عقیده من نتیجه پائین بودن فرهنگ سیاسی کسانی است که به گفتگو و مذاکره می‌پردازند و فاقد  افکار «گلوبالی» هستند. خیلی خنده آور است که آنها جمع می‌شوند، صحبت می‌کنند و حتی فراموش می‌کنند برای چه آنها جمع شده اند. همه این کارها دروغین است.»

 

نجات آرال مسئله جهانی

 

برخی از کشورهای آسیای مرکزی نیز به این نیتجه رسیده اند که قادر به حل  مشکل آرال نیستند. نورسلطان نظربایف، رئیس جمهور قزاقستان پیشنهاد کرده است که به مشکل آرال باید به عنوان مشکل جهانی نگریسته شود و حل  مشکلات آن باید به عهده سازمان ملل متحد باشد.در همایش بنیاد بین المللی نجات آرال به مشکلاتی اشاره شده است که فقط کشورهای منطقه می‌توانند با مساعدت و همکاری با یکدیگر و رفع اختلافات  موجود آن را حل کنند.  در همایش همچنین اعلام شده است که ترکمنستان و ازبکستان که کشورهای اصلی مصرف کننده آب دریاچه آرال هستند می‌توانند با به‌کارگیری روش صحیح از آبیاری تا ۵۰ درصد در صرفه جویی آب کمک کنند. اما ازبکستان قصد ندارد در برنامه «صرفه جویی از آب منطقه» شرکت کند. افزایش نمک و محتویات معدنی در آب این دریاچه عمده ترین تاثیر منفی را بر محیط زیست داشته است. در مناطق نزدیک ساحلی دریا، بیماری‌هایی مانند کم خونی، سرطان، بیماری‌های کلیه و کبد و همچنین ناراحتی‌های کودکان بیشتر از مناطق دیگر مشاهده شده است. کارشناسان هشدار می‌دهند که برای نجات دریاچه آرال بایستی هر چه زودتر دست به اقدام زد. 

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در سه شنبه ششم آذر 1386  |
 تحولات اقلیمی: تشنج نظری یا تهدیدی عینی؟

تحولات اقلیمی: تشنج نظری یا تهدیدی عینی؟

 

یخ‌های قطبی آب می‌شوند. علت گرم شدن جو زمین را در کجا باید جست: در خود طبیعت یا در کارکردهای انسان؟ در این مورد که بحران زیست‌محیطی به طبیعت برمی‌گردد یا به انسان، ریچارد لیندزن و اشتفان رامشتورف دو دیدگاه کاملاً متضاد را نمایندگی ‌می‌کنند. با خطوطی از نظرات آنان آشنا می‌شویم. پرسش بر سر نحوه‌ تفسیر داده‌هاست.

 

 

ریچارد لیندزن: تشنج نظری

 

 

گرمایش کره‌ی زمین برای همه سودمند است

 

ریچارد لیندزن (Richard Lindzen) می‌گوید: اگر در گذشته دمای زمین افزایش یافته بود، بیمار‌ی‌های مسری و قحطی کم‌‌تر می‌شد و رفاه نیز افزایش می‌یافت. این استاد دانشگاه توضیح می‌دهد که چندان با روزنامه‌نگاران مصاحبه نمی‌کند، اما در عوض در موسسه‌ی تکنولوژی ماساچوست در بوستون تأثیر ابرها و بخار آب را بر شرایط اقلیمی بررسی می‌کند؛ زیرا این عوامل بر دمای زمین تأثیر می‌گذارند. اما این موضوع هنوز به طور کامل ثابت نشده است و به همین دلیل نمی‌تواند در قالب الگوی نظری‌ای که در حال حاضر گرمایش نگران‌کننده‌ی کره‌ی زمین را پیش بینی می‌کند، جای بگیرد. این موضع نظری دربردارنده‌ی نقد اصلی لیندزن بر هشدارهایی است که درباره‌ی فاجعه‌ی اقلیمی کره‌ی زمین به گوش می‌رسند. او به پژوهش‌هایی که در ژاپن و اروپا صورت گرفته، استناد می‌کند. براساس این پژوهش‌ها الگوهای اقلیمی نمی توانند عینی باشند؛ زیرا هنگامی که از آ‌ن‌ها برای پیش بینی وضعیت هوا استفاده می‌شود، دیگر در محدوده‌ی زمانی ساعات و روزها قابلیت کاربرد ندارند و به سرعت در هم می‌ریزند.

 

با افزایش دما رفاه بیشتر می‌شود

 

نتیجه‌گیری لیندزن از عبارات یاد شده این است که پیش بینی‌‌های صورت گرفته در مورد افزایش دمای زمین به میزان 2 تا 4.5 درجه‌ی سلسیوس اغراق آمیز است. او این میزان را در صورتی که دی اکسید کربن در جو دو برابر شود،‌ 0.5 درجه سانتی گراد پیش بینی می‌کند و این از نظر او نه یک فاجعه، بلکه یک مزیت برای تمامی انسان‌هاست. در زمان‌‌هایی که کره‌ی زمین اندکی گرم‌تر بوده است، بیمار‌ی‌های مسری و قحطی کم‌‌تر می‌شد و رفاه نیز افزایش می‌یافت. قرون وسطی در اروپا نمونه‌ی خوب در این زمینه به دست می‌دهد. محققان مسائل اقلیمی می‌توانند از دوره‌های گرم‌تر کره‌ی زمین به عنوان شرایط اقلیمی مطلوب یاد کنند.

 

تبلیغات زننده

 

او در ادامه می‌گوید: نشان دادن ذوب یخچال‌ها در مدرسه به کودکان دبستانی به عنوان مثالی برای گرمایش کره‌ی زمین، نوعی شعار تبلیغاتی و کاری زننده است. نباید چنین مسائلی را به کودکانی آموزش داد؛ زیرا آنان نمی‌دانند موضوع از چه قرار است. یخچال‌ها مجموعه‌هایی پیچیده هستند و تحت تأثیر دمای منطقه، از قرن هجدهم تاکنون همچنان در حال ذوب شدن هستند. در این مورد نیز ابرها نقش خود را ایفا می‌کنند که این موضوع هنوز به طور دقیق مورد پژوهش قرار نگرفته است.

 

جریان‌های گوناگون در راستای منافع  خود عمل می‌کنند

 

در بحث پیرامون گرمایش کره‌ی زمین هر فرد یا جریان سعی دارد، موضع خود را تا حد ممکن پیش برد. جنبش حفظ محیط زیست این موضوع را بهترین زمینه برای جمع آوری اعانه‌ها می‌بیند. برای سیاست‌مداران نیز بعد بطالت‌آمیز قضیه نجات جهان یک هدف بسیار باشکوه است. حتا کنسرسیوم‌های انرژی نیز وارد عمل شده‌اند؛ زیرا در پی حوزه‌های تجاری جدیدتر هستند. به عنوان مثال ال گور هنگام ایراد سخنرانی دریافت جایزه‌ی نوبل مبلغ زیادی پول برای پیشبرد اهداف خود درخواست کرد.

بنابراین آیا تمامی توصیفات موجود نوعی دسیسه است؟

 لیندزن به این پرسش پاسخ منفی می‌دهد و منظور خود را این گونه توضیح می‌دهد: در یک جامعه امور به این دلیل رخ نمی‌دهند که یک فرد یا ایده‌ی خاص پشتیبان آن‌ها است یا در پس آن‌ها نهفته است؛ بلکه به این دلیل که منافع گروه‌های مختلف در جهتی خاص یا به سوی موضوعی مشخص حرکت می‌کنند. به عنوان مثال این به نفع کشورهای صنعتی است که نگذارند کشورهای در حال توسعه به استانداردهای زندگی آن‌ها دست یابند. کشورهایی که در تلاش برای رسیدن به این مرحله هستند، این امر را به خوبی درک می‌کنند. این تفکر نامعقول است که کشورهایی چون چین و هند پس از چندین نسل زندگی در فقر باید روند صنعتی‌سازی خود را متوقف کند؛ زیرا اروپا ممکن است تا حدی گرفتار ترس شود.

 

 

 

 

 

اشتفان رامشتورف: تهدید عینی

 

اشتفان رامشتورف (Stefan Rahmstorf) معتقد است که بحران گرمایش زمین حرانی ناشی از اختلاف نظری در تفسیر و توجیه آمارهای شاخص بحران نیست. تهدید عینی است و منشأ خطری که زندگی را تهدید می‌کند، اساسا انسان است.

 

مخالف‌خوانی و هشدار در مورد خطری عینی

 

رامشتورف به شدت با کسانی که خطر را دست کم می‌گیرند و آن را امری طبیعی و بنابر این عادی جلوه می‌دهند، مخالفت می‌کند. او اما همچون یک آدم مخالف‌خوان لجوح به نظر نمی‌نمی‌رسد، همچون آدمی که اخبرا "فرانکفورتر آلگماینه تساتیونگ" و "اشپیگل آن‌لاین" او را چنان گونه معرفی کردند که گویا علیه آنانی که نظرات مخالفی دارند، اعلام جهاد می‌کند. او با کمال آرامش از دفتر کار خود در پتسدام به چشم انداز پارکی که مقابل ساختمان او قرار دارد، می‌نگرد. این دانشمند 47 ساله، از آوازه‌ی خوبی برخوردار بوده و در رشته‌ی اقیانوس‌شناسی تحصیل کرده  است. او عضو شورای تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد (IPCC) است و از سال ۱۹۹۶ در مؤسسه‌ی پژوهش‌های اقلیمی  پتسدام فعالیت دارد. علاوه بر این او عضو شورای علمی تحولات اقلیمی در آلمان است. رامشتورف با چرب زبانی و خوش‌بینی بیش از حد مخالف است. هنگامی که روزنامه نگاران، مانند گذشته، در یافته‌های دانشمندان مسائل اقلیمی تردید نشان می‌دهند، واکنش نشان می‌دهد و احساس نامطلوبی دارد. به این ترتیب رامشتورف به گفته‌ی خود مجبور می‌شود، در بحث‌های عمومی شرکت کند. او می‌گوید: معمولاً این نوع تحلیل‌ها به نتیجه‌ی مفیدی نمی‌رسند. اما هر بار که یکی از این مقاله‌های تردیدآمیز درباره‌ی پژوهش‌های موافقان جلوگیری از تحولات اقلیمی در روزنامه‌ها منتشر می‌شود، در آن می خوانیم: انسان تنها در تولید سه درصد از میزان دی اکسید کربن مقصر است. پس از خواندن چنین جمله‌هایی، پرسش‌های بسیاری برای من پیش می‌آید. البته من به جای آن که صدها ایمیل به دفتر روزنامه‌های مختلف بنویسم، در یک مقاله موضوع را روشن می‌کنم.

 

 

انسان مسئول است

 

رامشتورف در گام بعد به گونه‌ای اظهار نظر می‌کند که فرد سینگر، متخصص امور اقلیمی را نیز وارد بحث می‌کند. سینگر تا چند سال پیش نیز وجود تحولات اقلیمی را انکار می‌کرد. اما در حال حاضر او این روند را توقف ناپذیر می‌بیند و از این نظر متعلق به یک اقلیت است که به زودی وجود نخواهد داشت.

 

رامشتورف می‌گوید: رسانه‌ها معمولاً به دیدگاه‌های مخالف یکدیگر نیاز دارند و بر همین اساس دو گروه مخالف و موافق دیدگاه‌‌های مربوطه به تحولات اقلیمی را در مقابل یکدیگر قرار می‌دهند. او برخورد سطحی با واقعیت‌ها را در این حوزه‌ تحمل نمی‌کند و کم‌تر می‌توان در استدلال‌های وی شک کرد. او معتقد است: حجم گاز دی اکسید کربن امروزه بسیار بالاتر از ۶۵۰.۰۰۰ سال در تاریخ تحولات اقلیمی گذشته است. ما به خوبی می‌دانیم که انسان مسئول ایجاد این وضعیت است. این موضوع نیز آشکارست که افزایش حجم دی اکسید کربن، تا حد زیادی علت گرمایش اقلیمی دهه‌‌های گذشته بوده است.

 

انسان مسئول است، نه آتشفشان

 

از آنجا که این موضوع صحت دارد، رامشتورف نظرات مخالف را در این زمینه را اشتباه‌هایی عمدی می‌نامد، به عنوان مثال در یک برنامه‌ی تلویزیونی ادعا شده بود که آتشفشان‌ها بسیار بیشتر از انسان دی اکسید کربن تولید کرده‌اند. در واقع انسان، در سال‌های گذشته ۵۰ برابر بیشتر از آتشفشان‌ها گازهای تولید کرده است. رامشتورف تأکید می‌کند که مشکل تحولات اقلیمی بسیار جدی است و سیاستمداران به اندازه‌ی کافی در این زمینه جدیت از خود نشان نمی‌دهند. او قصد دارد به پژوهش‌های خود در این زمینه ادامه بدهد و نمی‌خواهد گرفتار برج عاج نشینی شود. او حمایت مالی لازم را در این زمینه دریافت می‌کند، اما خبرهای ناخوشایندی که او باید به دنبال تحقیقات خود درباره‌ی تحولات اقلیمی در اختیار رسانه‌ها قرار دهد، برای خود او نیز چندان مطلوب نیست.

 

 

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در سه شنبه ششم آذر 1386  |
 انرژي تجديدپذير چيست؟

انرژي تجديدپذير چيست؟

 

 تغيير آب و هوا و گرمايش جهاني و همچنين دلهره‌هايي كه در دل دولتمردان غربي از بالا رفتن قيمت نفت ايجاد شد، آنها را بر آن داشت تا به انرژي‌هاي جايگزين بيانديشند. انرژي‌هايي با نام انرژي‌هاي تجديدپذير.انرژي‌هاي تجديدپذير از منابع طبيعي مانند نور خورشيد، باد و گرماي دروني زمين به دست مي‌آيند كه معمولا هم دوباره بازسازي مي‌شوند. بيشترين ميزان انرژي‌هاي تجديدشونده با كمك روش‌هاي سنتي مثل سوزاندن چوب به دست مي‌آيد. نيروي هيدروژني دومين نوع انرژي‌هاي تجديدشونده است كه در جهان مصرف مي‌شود.بعضي‌ها اين ايراد را به تكنولوژي توليد انرژي‌هاي تجديدشونده وارد مي‌دانند كه هنوز چندان قابل اعتماد نيست، با اين حال استفاده از اين نوع انرژي هر روز در جهان در حال گسترش است.در سال 2006 ميلادي در حدود دو هزار مگاوات برق از طريق سلول‌هاي خورشيدي توليد شد و هم‌اكنون آلماني‌ها مصرف‌كنندگان پر و پا قرص سلول‌هاي خورشيدي هستند.اصلي‌ترين منابع توليد انرژي‌هاي تجديدشونده به طور مستقيم يا غير مستقيم از خورشيد نيرو مي‌گيرند. اين گوي بزرگ آتشين آسمان ساليان سال است كه هيدورژن‌هايش را براي زندگي بشر مي‌سوزاند. اگر تا امروز اين سوزاندن انرژي تنها به كار رشد گياهان و جانوران و انسان و ... مي آمد، چند سالي است كه به شكل‌هاي مستقيم‌تري به كار توليد انرژي مي‌آيد.انرژي باد و آب ساده‌ترين نوع انرژي‌هاي تجديدشونده هستند كه ساليان درازي است بشر از آنها استفاده مي‌كند.

 

انرژي باد

 

نيروي باد در همه جاي دنيا در دسترس است و هم‌اكنون در جهان با توجه به تكنولوژي‌هاي به كار رفته 74 هزار و 223 مگاوات برق از اين راه توليد مي‌شود. كشورهاي اروپايي و آمريكايي در حال حاضر به صورت گسترده از اين انرژي استفاده مي‌كنند.وزش باد مي‌تواند سبب شود توربين‌هاي بادي به حركت دربيايند. ميزان انرژي توليد شده در اين توربين‌ها به ميزان باد و نوع توربين بستگي دارد. اگر توربين‌ها در بلندي و دور از ساحل نصب شوند بهتر است.حسن اين انرژي به اين است كه تجديدشونده است و هيچ گاز گلخانه‌اي مانند دي‌اكسيد كربن توليد نمي‌كند.

 

 

نيروي آب

 

توربين‌هاي آبي كتاب علوم دوره راهنمايي همان‌هايي هستند كه در اين روش براي توليد انرژي به كار مي‌روند. اصولا ساختن سد براي به‌ خدمت گرفتن اين نوع از انرژي است.دانشمندان امروزه از انرژي موج هم استفاده مي‌كنند.

 

منبع:همشهري آنلاين

 

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در پنجشنبه دهم آبان 1386  |
 آلودگي نفتي خزر به انزلي رسيد

آلودگي نفتي خزر به انزلي رسيد

 

با مشاهده مقادير قابل توجهي از آلاينده‌هاي نفتي در سواحل شرقي و غربي بندر انزلي كه بخش‌هايي از ساحل شمال غربي كشور در درياي خزر را دربر مي‌گيرد، بررسي فني كارشناسان سازمان بنادر و كشتيراني و عمليات پاكسازي به منظور ثبت موقعيت مناطق آلوده به نفت آغاز شد. به گزارش روابط عمومي  امور بين‌الملل سازمان بنادر و كشتيراني، مدير كل ايمني و حفاظت دريايي اين سازمان گفت: براساس مشاهدات عيني توسط كارشناسان بنادر و كشتيراني، حجم قابل توجهي توده و گلوله‌هاي نفتي موسوم به TARBALL)) در سواحل شرقي و غربي بندر انزلي و بخش‌هايي از ساحل شمال غربي كشور در ابعاد 10 تا 200 ميلي متر كه به‌دليل كولاك دريايي در محدوده زماني اواخر مردادماه در درياي خزر به‌وقوع پيوست، سواحل بندر انزلي را دچار آلودگي نفتي كرده است.براساس اين گزارش، عمليات پاكسازي سواحل توسط سازمان بنادر و كشتيراني و مراكز محلي در دست انجام است واز  تمامي  اهالي ساحلي استان گيلان درخواست مي‌شود از دست زدن به اين گلوله‌هاي نفتي يا جمع آوري و انباشت آن كه  باعث بروز مشكلات و افزايش هزينه پاكسازي خواهد شد، خودداري كنند.در اين گزارش از  تمامي فرماندهان هواپيماهاي عبوري و فرماندهان شناورهاي محلي درخواست شده است با مشاهده هر گونه آلاينده‌هاي نفتي مراتب را در سريع‌ترين زمان به اداره كل بنادر و كشتيراني استان گيلان گزارش و منعكس كنند.

 

منبع : همشهري آنلاين

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در جمعه چهارم آبان 1386  |
 ساخت جزاير مصنوعي عربي در خليج فارس

ساخت جزاير مصنوعي عربي در خليج فارس

 

 

امارات متحده عربي پس از سالها ادعاي بي‌اساس بر سر مالكيت جزاير طبيعي سه‌گانه تنب بزرگ، تنب كوچك و ابوموسي حالا در صدد ساخت 325 جزيره مصنوعي در آبهاي خليج فارس است كه به گفته روزنامه «البيان» چاپ امارات براي احداث اين پروژه‌ها ميلياردها دلار هزينه شده و بيشترين اين پروژه‌ها متعلق به دوبي و در حدود 300 جزيره خواهد بود. بزرگترين اين جزيره‌ها جزيره «السعديات» در ابوظبي است كه با وسعت 27 كيلومتر خواهد بود كه براي احداث آن بيش از 100 ميليارد درهم هزينه خواهد شد.

پروژه ساخت جزاير مصنوعي با شعار «مكاني بي‌نقض براي دور شدن از دنيا» شروع شده است كه مجري اين طرح، تشكيلات دولتي توسعه نخيل در دوبي است كه قرار است 3 جزيره به شكل نخل با طول هر كدام 6 كيلومتر و يك جزيره بيضوي به شكل نقشه 5 قاره كره زمين به طول 9 كيلومتر و عرض 6 كيلومتر با بودجه 20 بيليون دلار احداث كند.

 

مديريت امارات بر سواحل خليج فارس 20 برابر مي‌شود

 

امارات متحده عربي در حال حاضر بخش كوچكي از سواحل خليج فارس را كه حدود 60 كيلومتر است در اختيار دارد و در مقابل ايران دارنده يك هزار و 880 كيلومتر از سواحل اين دريا است. سلطان بن سليم، مدير پروژه جزاير مصنوعي مي‌گويد با اتمام اين پروژه‌ها سواحل امارات از 60 كيلومتر به يك هزار و 200 كيلومتر افزايش مي‌يابد كه به اين ترتيب به نظر مي رسد كه كشور امارات در پي وسعت بخشيدن به خاك خود است.

 

مرگ محيط زيست خليج فارس در راه است

 

خليج فارس داراي زيستگاه‌هاي عمده‌اي با تنوع بسيار است به طوريكه در بين علف‌هاي دريايي آن بيش از 600 گونه جانوران آبزي زندگي مي‌كنند. آبسنگ‌هاي مرجاني، جوامع جلبكي، درختان حرا، مانگرو، 500 گونه ماهي، 15 گونه ميگو و 5 گونه نادر لاك‌پشت دريايي از ديدني‌هاي منحصر به فرد اين درياست. اما كارشناسان سازمان‌هاي ناظر بين‌المللي در همين مراحل اوليه كار، از بين رفتن تنها ساحل مرجاني شناخته شده در دبي، ويران شدن آشيانه‌هاي ساحلي لاك‌پشت‌هاي دريايي و تبديل ‌آب  شفاف دريا به لجن زار خبر مي‌دهند.

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در شنبه بیست و یکم مهر 1386  |
 آتش در جنگل‌هاي بلوط

آتش در جنگل‌هاي بلوط

گزارش‌ها حاكي از آن است كه طي 3 ماهه گذشته، جنگل‌هاي كردستان بر اثر آتش‌سوزي‌هاي پي‌درپي دچار خسارت‌هاي جبران‌ناپذيري شده‌است.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در دوشنبه نهم مهر 1386  |
 نجات محيط ‌زيست بدون ژست روشنفکرانه

نجات محيط ‌زيست بدون ژست روشنفکرانه

 

 

لئوناردو دي‌كاپريو در كنار حضور فعال در عرصه سينما و نقش‌آفريني قابل قبول در فيلم‌هايي چون مردگان و الماس خونين، در زمينه حفظ محيط‌زيست نيز فعال است و با صرف هزينه و برگزاري نشست‌هاي بين‌المللي و سخنراني در كنفرانس‌هايي كه در نقاط مختلف جهان به بهانه مبارزه با پديده گرمايش جهاني در سالهاي اخير  برگزار شده است، از چهره‌هاي پيش رو در اين زمينه به حساب مي‌آيد.

او اخيراً مستند بلندي تحت عنوان ساعت يازدهم را ساخته كه در بخش‌ جانبي جشنواره بين‌المللي فيلم كن نيز به نمايش در آمد و به بررسي اثرات و عواقب زندگي صنعتي بر محيط‌زيست مي‌پردازد. گفت‌وگو با او به همين بهانه است. 

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در یکشنبه یازدهم شهریور 1386  |
 آتش سوزي جنگل هاي يونان

اين جا

پرندگان نمي خوانند

صخره ها خاموشند

و يونان نيز

لب فرو بسته

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در پنجشنبه هشتم شهریور 1386  |
 تداوم آتش‌سوزی جنگلهاي يونان و بالا گرفتن بحران سیاسی

تداوم آتش‌سوزی جنگلهاي يونان  و بالا گرفتن بحران سیاسی

 

آتش سوزي در جنگلهاي يونان

 

یونان در حال مبارزه با آتش است: دیشب (۵ شهریور / ۲۷ اوت) تا صبح مأموران آتش‌نشانی یونان با کمک همکاران خود از ۱۶ کشور، از راه زمین و هوا برای مهار آتش فاجعه بار درنقاط گوناگون یونان در تلاش بودند. نخست‌وزیر یونان ،آتش‌سوزی را یک "تراژدی ملی" خواند.

 

وسعت فاجعه

 

 براساس آمار منتشر شده تا ظهر روز سه‌شنبه (۲۸ اوت) ۶۴ نفر بر اثر آتش‌سوزی در مناطق مختلف، از شمال آتن تا شبه‌جزیره‌ی پلوپونیز، جان باخته‌اند. به گزارش کمیسون اتحادیه‌ی اروپا، بین روزهای ۲۴ تا ۲۶ اوت ۱۸۴۰ کیلومتر مربع جنگل طعمه‌‌ی آتش شده است. در این گزارش آمده است که در سال جاری مسیحی تا کنون ۲۶۹۰ کیلومترمربع از جنگل‌های یونان بر اثر آتش‌سوزی از بین رفته‌اند.

 

علت آتش‌سوزی‌ها

 

برای مقامات دولتی یونان مسلم است که آتش‌سوزی عمدی بوده و افرادی در نقاط مختلف، جنگل‌ها را به آتش‌ کشانده‌اند. به گزارش آژانس خبری آلمان، دولت احتمال می‌دهد که "فعالان سیاسی" و "تروریست‌ها" مقصر باشند. در این گزارش آمده است که احزاب سوسیالست و کمونیست اپوزیسیون معتقدند که این ادعای دولت بی‌اساس بوده و تلاشی است برای پوشاندن بی‌کفایتی خود در مهار این بحران. بزرگترین حزب اپوزیسیون، حزب سوسیالیست پان هلنیستی "پازوک" مدعی شده است که دولت می‌خواهد از این فاجعه برای پیروزی در انتخابات پارلمان که سه هفته دیگر برگزار می‌شود، سوءاستفاده کند. پاپاندریو، رهبر این حزب می‌گوید‌‌‌‌، "دولت قادر نیست از مردم محفاطت کند" و قول کمک مالی فقط  تبلیغات انتخاباتی است.

بسیاری معتقدند که آتش‌سوزی کار زمین‌خواران است. علت این گمانه‌زنی این است که آتش‌سوزی در مناطقی رخ داده که قیمت زمین بالاست. به همین علت، برای جلوگیری از آتش‌سوزی در آینده، اتحادیه‌ی دارندگان بنگاه‌های معاملات ملکی به دولت پیشنهاد داده است که جنگل‌های سوخته شده را از طریق درختکاری دوباره احیا کند و در آن مناطق مطلقا اجازه‌ی خانه‌سازی ندهد

 

.

منبع : دويچه وله

 

|+| نوشته شده توسط حسين سليميان در پنجشنبه هشتم شهریور 1386  |
 
 
بالا