کلاس جغرافیا
 
قالب وبلاگ
لینک های مفید

></a></p><!--finish logo cod off http://ut.ac.ir/ -->

></a></p><!--finish logo cod off http://www.ngdir.ir/PDefault.asp -->

></a></p><!--finish logo cod off http://anthropology.ir/ -->

></a></p><!--finish logo cod off http://darvish100.blogfa.com/ -->

ای کاش پرنده یی بودم. پرنده یی که نه می دونه کینه چیه .نه می دونه نفرت چیه .نه می دونه که مرز چیه. مرزهایی که بین انسان ها بیگانگی به وجود می آورند . مرزهایی که باعث جدایی ما انسان ها می شوند .مرزهایی که باعث قتل عام یک عده انسان بی گناه می شوند. کسانی که مرز ها را به وجود آوردند از نظر من ذره یی هم وجدان نداشتند که بین انسان ها تفرقه به وجودآوردند. اما این پرنده ها که همیشه در حال پرواز هستند هیچ وقت در این اندیشه نیستند که این جا مرز است. رد شدن من از این جا جرم محسوب می شود. نه آنها هیج وقت چنین فکر مزخرفی نمی کنند. آنها آزاد هستند. اگر آزاد نبودند هیچ وقت پرواز را نمی آموختند.

ماریا مهر هفده ساله از کابل


موضوعات مرتبط: داستان
[ جمعه ششم آذر ۱۳۸۸ ] [ 19:6 ] [ حسین سلیمیان ]
.: کلاس جغرافیا :.

درباره وبلاگ

به "کلاس جغرافیا" خوش آمدید. حسین سلیمیان در این وبلاگ می کوشد به مسایل مختلف جغرافیایی بپردازد و کاربرد آنها را در زندگی انسان ها نشان دهد.

موطن آدمی را بر هیچ نقشه یی نشانی نیست
موطن آدمی تنها در قلب کسانی ست که
دوستش می دارند.
امکانات وب
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت